به سوی آینده وفراتر از آن

شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۵۸ ب.ظ

انقلاب سفید

پیش از اصلاحات ارضی ۵۰ درصد از زمین‌های کشاورزی در دست مالکان بزرگ بود. ۲۰ درصد متعلق به اوقاف و در دست روحانیون بود و ۱۰ درصد زمین‌های دولتی و یا متعلق به محمدرضا پهلوی بود، ۲۰ درصد نیز به کشاورزان تعلق داشت. پیش از اصلاحات ارضی به دستور محمدرضا پهلوی ۱۸۰۰۰ روستا را در فهرستی در آوردند که آن زمینها می‌بایستی بین روستاییان تقسیم شود.[۱] محمدرضا پهلوی سالیان دراز از لزوم اصلاحات ارضی در ایران می‌گفت ولی در برابر فشار مالکان بزرگ و روحانیون مجبور بود که اصلاحات ارضی را به عقب بیندازد.[۱]

در سال ۱۳۳۸ خورشیدی برابر با ۱۹۵۹ محمدرضا پهلوی پادشاه ایران متقاعد شد که دست به اصلاحات اجتماعی - اقتصادی بزند بر این اساس از دکتر منوچهر اقبال نخست‌وزیر وقت خواست که پیش‌نویس لایحه اصلاحات ارضی را برای ارائه به مجلس آماده کند. طبیعتاً تصویب چنین قانونی با مخالفت مالکان و روحانیون رو به رو می‌شد اما از آنجا که حکومت، مجلس را تحت کنترل داشت، تنها راه نجات مالکان، تجدید نظر در لایحه و تغییر آن به ترتیبی بود که اجرایش را ناممکن سازد.[۲]

در اوایل سال ۱۳۳۹ برابر با ۱۹۶۰ نسخه اصلاح شده اصلاحات ارضی از تصویب مجلس - که اکثریت آن را مالکان تشکیل می‌دادند - گذشت. به همین جهت قانون مزبور منافع مالکان را تأمین کرد. بنابر این قانون، هر مالک می‌توانست تا ۴۰۰ هکتار زمین آبی یا ۸۰۰ هکتار زمین دیم را برای خود نگاه دارد. در مجموع، مجلس راههایی را پیش‌بینی کرد که حدالامکان مانع از تحقق واقعی اصلاحات ارضی شد و به جانبداری از منافع مالکان پرداخت.

تصویب چنین قانونی نمی‌توانست تغییر اساسی در مناسبات ارضی و اجتماعی ایجاد کند در نتیجه احتمال بروز بحران سیاسی-اجتماعی در کشور می‌رفت و از این رو در۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ برابر با ۶ مه ۱۹۶۱، محمدرضا پهلوی، دکتر علی امینی را به نخست‌وزیری منصوب کرد تا مجری اصلاحات ارضی شود.

در ۲۴ آبان ۱۳۴۰، محمدرضا پهلوی فرمانی خطاب به نخست‌وزیر صادر کرد که در آن مفاد برنامه جدید اصلاحات تشریح شده بود و دولت دکتر علی امینی را مسئول اجرای آن معرفی کرد. دکتر امینی، حسن ارسنجانی را به عنوان وزیر کشاورزی خود انتخاب نمود که لایحه اصلاحات ارضی که از زمان دکتر اقبال روی آن کار شده بود به روز درآورد. ارسنجانی در این لایحه نوشت که هر مالک تنها می‌تواند صاحب یک روستا باشد. هر آنچه مازاد بر آن است می‌باید به دولت فروخته شود. سپس دولت این زمین‌ها را ارزان به کشاورزان می‌فروشد و دولت اعتبار بسیار ارزان به کشاورزان خواهد داد. هدف ارسنجانی ایجاد طبقه‌ای از کشاورزان مستقل است. نخستین طرح اصلاحات ارضی که به دنبال محدودیت مالکیت زمینهای زراعی از مالکین گرفته شده‌است که بلافاصله به دهقانانی که در آن کشت می‌کنند فروخته شود.[۳]

۱۹ دی ۱۳۴۰ برابر با ۹ ژانویه ۱۹۶۲ کابینه دکتر امینی فرمان محمد رضا پهلوی را برای برچیدن نظام ارباب رعیتی در ایران به تصویب رسانید. دکتر امینی نزد خمینی در قم می‌رود تا روحانیون را در مورد این اصلاحات متقاعد سازد. خمینی کارنامه نخست‌وزیری دکتر امینی را به باد انتقاد می‌گیرد که سیاست امینی در کشورداری سراسر اشتباه است آموزش در دبستان‌ها و دبیرستان‌ها کاملاً اشتباه است و تنها کافر تولید می‌کند.[۴] پس از اظهارات خمینی، محمدرضا پهلوی می‌گوید " اکنون شما ماسک چهره‌تان را برداشته‌اید. این مرتجعین سیاه بدتر از انقلابیون سرخ هستند "[۵]

۲۸ تیر ۱۳۴۱ برابر با ۱۹ ژوئیه ۱۹۶۲ دکتر امینی استعفا می‌دهد و اسدالله علم به نخست وزیری منصوب می‌شود.

محمدرضا پهلوی به نخست وزیر خود اسدالله علم گفت که ما این اصلاحات را می‌توانیم زمانی به اجرا در آوریم اگر و تنها اگر اکثریت مردم موافق آن باشند. بدین دلیل با یک رفراندوم می‌توانیم اصلاحات ارضی را پیش ببریم.۹ ژانویه ۱۹۶۳ محمدرضا پهلوی کنگره ملی کشاورزان را با سخنان خود می‌گشاید. ۴۲۰۰ نماینده تعاونی‌ها و کشاورزان در این کنگره حضور دارند. محمد رضا پهلوی از شش اصل اصلاحات سخن می‌گوید که به آرای مردم برای تصویب گذاشته می‌شود و با غریو شادی حاضران در کنگره رو به رو می‌شود. محمد رضا پهلوی می‌گوید «هیچ عملی بیش از کارهایی که امروز انجام می‌دهیم از جمله آزاد ساختن رعیت اسیر و بدبخت ایران از زنجیر اسارت و مالک کردن ۱۵ میلیون جمعیت این کشور در زمینی که در آن کار می‌کنند مورد پسند خدا و ائمه اطهار نخواهد بود. هیچ چیز خداپسندانه‌تر از عدالت اجتماعی و رفع ظلم نیست». ایراد این سخنان در قم اتفاقی نیست چون روحانیون نیز به دلیل زمین‌های اوقاف در زمره ملاکین بزرگ قرار دارند و در نتیجه مخالف سر سخت اصلاحات محمدرضا پهلوی هستند و در منبرهای خود بااین بهانه که بااصلاحات ارضی کشاورزان سرمایه و توانایی اداره زمین خود را نخواهند داشت و در نتیجه به اربابان سابق خواهند فروخت در اجرای این برانامه سنگ اندازی می‌کردند..[۶]

در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۴۱ همه‌پرسی در ایران انجام می‌گیرد که به تایید اصلاحات پیشنهادی می‌انجامد. ۵۵۹۸۷۱۱ برای انقلاب سفید و ۵۲۱۱۰۸ علیه انقلاب سفید آرای خود را به صندوق‌ها ریختند.[۷]

برای نخستین بار در تاریخ ایران زنان نیز به پای صندق‌های رای می‌روند. در تهران ۱۶۴۳۳ و در دیگر شهرستان‌ها ۳۰۰۰۰۰ تن رای آری خود را به صندوقها ریختند.[۸]

اصلاحات ارضی در سه مرحله انجام شد. در مرحله نخست تعیین شد که هیچ مالکی بیش از یک ده نداشته باشد. مازاد زمین‌ها و ده‌ها می‌باید به کشاورزانی که در آن زمین‌ها به بهره‌برداری مشغول بودند فروخته شود. با فروش سهام کارخانجات دولتی ترتیب بازپرداخت بهای زمین‌ها به مالکان فراهم گردید.

در مرحله دوم صاحبان زمین‌های استیجاری می‌باید یا به تقسیم درآمد حاصل از اجاره بپردازند و یا بر اساس قراردادهای اجاره، زمین‌ها را به کشاورزان بفروشند. به عبارت دیگر مالکان موظف شدند که یا ملک کشاورزی خود را برای سی سال به کشاورزان اجاره نقدی دهند و یا آن را با توافق بدآنها بفروشند. بدین ترتیب حداکثر مالکیت زمین‌ها در دست یک مالک بسیار محدود شد. املاک موقوفه عام نیز بر اساس درآمد آن زمین به اجاره دراز مدت ۹۹ ساله به کشاورزان واگذار گردید. در مورد موقوفات خاص متولیان مجبور به فروش آنها به دولت و تقسیم آن بین کشاورزان شدند.

در مرحله سوم مالکانی که ملک خود را اجاره داده بودند بر اساس قانون اصلاحات مجبور به فروش آن به کشاورزان شدند و با رضایت مالک و کشاورز یا تقسیم به نسبت بهره مالکانه مرسوم در محل شدند. بدین ترتیب همه کشاورزان ایران صاحب زمین شدند و ایران از یک کشور عقب مانده فئودالی به سوی یک کشور با کشاورزی آزاد و صنعتی شدن گام بر داشت.[۹][۱۰]

اصول انقلاب سفید

شاه، امینی و ارسنجانی، محمدرضا شاه سند مالکیت زمین‌ها در کرمانشاه را به کشاورزان می‌دهد
زنان به پای صندوق‌های رای می‌روند ۱۳۴۱
رژه دختران سپاه دانش در برابر مجلس سنا
سپاه ترویج و آبادانی در حال ساختن یک مدرسه در شمال ایران، سال ۱۳۵۲
برنامه عمرانی دوم و ایجاد کارخانه ماشین‌های صنعتی
هویدا و هیئت دولت ۱۳۵۳
درآمد نفت به برنامه‌های عمرانی اختصاص می‌یابد

شش اصل نخستین انقلاب سفید را که محمدرضا پهلوی در زمستان ۱۳۴۱ در کنگره کشاورزان معرفی کرد به شرح زیر بودند:[۱۱][۱۲]

اصل اول - اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی

عبارت است از تغییرات اساسی در میزان و نحوهٔ مالکیت اراضی به ویژه اراضی کشاورزی و مراتع به منظور افزایش بهره وری عمومی جامعه. اصلاحات ارضی در کشور به کوشش پادشاه ایران محمد رضا پهلوی و نخست‌وزیران دکتر علی امینی و اسدالله علم به تحقق پیوست و بدین ترتیب تغییر شیوه مالکیت زمین‌های کشاورزی از دست فئودال‌ها یا مالکان بزرگ به خرده مالکی و توزیع دوباره آن بین کشاورزان، با تصویب قانون اصلاحات ارضی و سپس قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی طی ۳ مرحله انجام گرفت.[۱۳]

با آغاز نهضت نوسازی کشور می‌بایست در زمینهٔ مسائل دهقانی نیز تصمیماتی گرفته می‌شد. محمدرضا پهلوی اعتقاد داشت دهقان ایرانی باید صاحب زمینی شود که در آن کشت کند و هم‌چنین معتقد بود ایجاد تغییرات بنیادی در اجتماع ایران بدون شرکت موثر و فعال دهقانان غیر ممکن است. در طی تقسیمات اراضی نه تنها کشاورزان صاحب زمین‌هایی شدند که در آن کار می‌کردند بلکه در هر دهکده‌ای که تقسیم انجام می‌شد یک شرکت تعاونی برای حفر چاه عمیق و تأمین آب و بذر و کود و دیگر احتیاجات مورد نیاز کشاورزان به وجود آمد و شرکت‌های تعاونی روستانشینان مستعد را برای آشنایی با اصول جدید کشاورزی و طرز کار با ماشین آلات و تجهیزات نوین زراعی به خارج اعزام می‌کردند.[۱۴]

اصل دوم - ملی کردن جنگل‌ها و مراتع

جنگل‌های ایران که آن‌ها را معادن طلای سبز لقب داده‌اند و مراتع کشور ملی شد و با این نزدیک به ۱۲۰ میلیون هکتار جنگل‌های و مراتع کشور برای بهره‌برداری ملی در اختیار دولت قرار گرفت. در پهنه‌ای نزدیک به ۲۸۰۰۰ هکتار جنگل‌های مصنوعی ایجاد شد. بیش از ۵۰۰۰ هکتار فضای سبز دور شهرهای بزرگ و یا پارک‌های جنگلی بیشماری در منطقه‌های گوناگون کشور بوجود آمد. برنامه‌های گسترده‌ای در باره زنده کردن دوباره منابع جنگلی و حفاظت خاک و مهار کردن شن‌های روان و جلوگیری از پرشدن مخزن‌های سدها، جلوگیری از پیشرفت کویر و واپس راندن آن از راه نهال‌کاری کویری در ایران پیاده شد.[۱۵]

اصل سوم - فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی

برای تامین سرمایهٔ لازم جهت بازخرید املاک مالکان و در اختیار قرار دادن زمین‌های خریداری شده به کشاورزان این اصل به عنوان اصل سوم انقلاب مطرح شد تا از طریق درآمد حاصل از فروش سهام کارخانجات دولتی برنامهٔ اصلاحات ارضی صورت پذیرد.[۱۶]

با اجرای این اصل به جز صنایع مادر و ملی شده همانند راه‌آهن، نیرو، اسلحه‌سازی و غیره که در مالکیت دولت برجای ماند، ۵۵ کارخانهٔ قند، نیشکر، پارجه‌بافی، چوب، سیمان، مواد غذایی، پنبه، ابریشم‌بافی و غیره که به شرکت‌های سهامی واگردان شدند و شرکت سهامی کارخانه‌های ایران را تشکیل دادند که سهام آن از سوی بانک کشاورزی به فروش رفت. این کار یا خصوصی‌سازی کارخانه‌های دولتی ایران سبب شد که همهٔ مردم با درآمد متوسط و کم بتوانند آن‌را خریداری کنند و بخش بزرگی از کارخانه‌های دولتی به مردم فروخته شد.[۱۷]

اصل چهارم - سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها

بر اساس این اصل، کارگران و کارفرمایان به وسیلهٔ سندیکاهای خود، و بر پایهٔ قراردادهای جمعی کارگران، بدون دخالت دولت در سود خالص واحدهای صنعتی شریک می‌شوند. در سال ۱۳۵۶ پانصد و سی هزار (۵۳۰۰۰۰) کارگر بخش خصوصی و دولتی توانستند سودی برابر با دوازده میلیارد ریال به دست بیاورند که برای هر یک به معنای یک تا دو ماه دستمزد اضافه آنان بود. کارگران ایرانی با سهم ۲۰٪ از سود کارخانه‌ها سهیم شدند. در سیر این پیشرفت‌ها بانک رفاه کارگران با دادن وام با بهره چهار در صد به کارگران در ایجاد تعاونی‌ها کمک می‌نماید. قوانین کارگری سه سیاست اشتغال، مزد و بهره‌وری را دنبال می‌کند.[۱۸] اجرای این اصل نه تنها مانع ایجاد فاصلهٔ طبقاتی و ایجاد روابط سالم و سازنده بین گروه‌های مختلف اجتماعی می‌شد بلکه باعث می‌شد کارگران محیط کار را مانند خانه خود و ماشین آلات صنعتی را هم‌چون فرزندان خود گرامی بدانند و به کار و تلاش بیشتر ترغیب شوند و میزان تولیدات ملی با کیفیت بیشتر افزایش یافت.[۱۹]

اصل پنجم - اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان

بر اساس مادهٔ ۱۰ قانون انتخابات پیش از انقلاب شاه و مردم، زنان در ردیف دیوانگان و ورشکستگان به تقصیر و گدایان و محکومین دادگستری بودند و از هر گونه حقوق سیاسی محروم بودند. اصل چهارم به همراهی زنجیره‌ای از اصلاحات که به آزادی زنان ایران شناخته شد با کشف حجاب در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ با فرمان رضا شاه آغاز شد. رضا شاه در این روز همراه با ملکه پهلوی و دو دخترش شمس و اشرف بدون حجاب به دانشسرای تربیت معلم می‌روند. پس از آن در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۴۱ قانون انتخابات عوض شد و یکی از دست آوردهای آن شرکت زنان در انتخابات در شرایط حقوقی مساوی با مردان بود. زنان چون مردان توانستند در تعیین سرنوشت خودشان برای نخستین بار نقش مهمی بازی کنند و حق رای دادن و حق انتخاب شدن به دست آورند. در پی حق انتخابات ۲۷ فروردین ۱۳۴۲ قانون حمایت خانواده تصویب شد. این قانون طلاق یک طرفه را لغو می‌کند، به چند همسری به سختی پروانه می‌دهد و زن‌ها حق درخواست طلاق می‌گیرند. برای سرپرستی کودک نیز مادر به حساب می‌آید، کودک پس از طلاق یا درگذشت پدر به مادر سپرده می‌شود. دست‌آوردهای دیگری نیز در قوانین انتخابات و تدوین قانون به وجود آمد وآن تشکیل انجمن‌های استان و شهرستان، انجمن‌های شهر و ده و قانون نظام صنفی و ایجاد شوراهای آموزش و بهداری که مستقیم یا غیر مستقیم حاصل شد.[۲۰]

اصل ششم -ایجاد سپاه دانش

در ارزیابی صورت گرفته در سال ۱۹۵۸ حدود ۴۱ درصد از کارگران بی‌سواد بودند که باعث کمی بهره‌وری آنان می‌شد. ۶۷٫۲ درصد مردان و ۸۷٫۸ درصد کل زنان بالای پانزده سال بی‌سواد بودند. دولت دریافت که در زمینهٔ آموزش باید اقداماتی صورت گیرد.[۲۱] برای سواد آموزی و اشاعهٔ فرهنگ در روستاهادر بهمن ۱۳۴۱ توسط محمدرضا پهلوی پیشنهاد شد و در سال ۱۳۴۲ در نخست وزیری اسدالله علم کار خود را آغاز کرد. درآن زمان جمعیت ایران ۲۲ میلیون نفر بود که ۷۵٪ آن‌ها در روستاها زندگی می‌کردند و اکثراً بی سواد بودند. به علاوه امکانات آموزشی به طرزی نامتعادل بین شهرها و روستاها تقسیم شده بود به طوری که ۲۴٪ از معلمین در روستاها و ۷۶٪ در شهرها تدریس می‌کردند به عبارتی تنها یک چهارم از معلمین متعلق به ۷۵٪ جمعیت روستانشین بود و معلمین شهری نیز علاقه‌ای به رفتن به روستاها نداشتند. درچنین شرایطی تشکیل سپاه دانش می‌توانست راهگشا باشد. برطبق این اصل مقرر شد جوانان دیپلمه‌ای که می‌خواهند خدمت سربازی انجام دهند با گذراندن یک دورهٔ آموزشی و یادگیری روش تدریس به خردسالان و بزرگسالان به روستاها اعزام گردند.[۲۲]

سپاهیان دانش توانستند تا سال ۱۳۵۷ بیست و هشت دوره از پسران و هجده دوره از دختران در این سپاه خدمت کنند که شمار آن‌ها به بیش از یک صد هزار تن رسید. بسیاری از این دختران و پسران پس از پایان دورهٔ سپاهی‌گری به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدند و کار آموزگاری را ادامه دادند. برخی دیگر در راه بری خانه انصاف به خدمت دولت در آمدند. بر اساس آمار سال ۱۳۵۶ سازمان برنامه و بودجه مرکز آمار ایران تنها در روستاهای کشور در درازای پانزده سال، شمار دانش‌آموزان مدرسه‌های سپاه دانش ٪۶۹۲ درصد افزایش یافت هم‌چنین در درازای پنج سال نخست ۵۱۰۰۰۰ پسر و ۱۲۸۰۰۰ دختر و هم‌چنین ۲۵۰۰۰۰ مرد سالمند و ۱۲۰۰۰ زن سالمند را خواندن و نوشتن آموختند.[۲۳] ظرف مدت ۷ سال پس از اجرای این اصل بیش از ۳ هزار مدرسه در سراسر ایران ساخته شد.[۲۴] تا سال ۱۹۷۹ نرخ بیسوادی مردان و زنان به ۴۴٫۲ و ۵۳ درصد کاهش یافت.[۲۱]

برنامه‌های شش اصل انقلاب قابل اجرا و منطبق با باورها، سنت‌ها و نیازهای ایرانیان و ضرورت‌های اقتصادی و اجتماعی زمان بود. سپس به تدریج که اقتصاد ملی توسعه یافت و جامعه ایران تحول پیدا کرد و بنا بر نیازها و مقتضیات جدید شش اصل نخستین با افزودن سیزده اصل دیگر تکمیل گردید:

اصل هفتم - ایجاد سپاه بهداشت

در درازای نخست وزیری اسدالله علم اصل هفتم به تحقق پیوست. مردان و زنان سپاهی بهداشت وظیفه توزیع عادلانه پزشک و خدمات پزشکی را در کشور به عهده داشتند. دختران و پسران ایران دیپلمه، لیسانسیه، فوق لیسانس و آنهایی که دارای درجه دکترا چه در رشته‌های پزشکی و یا رشته‌های دیگر بودند و خدمت زیر پرچم را می‌بایستی انجام دهند، پس از یک دوره کارآموزی چهار ماهه بین این سه سپاه دانش، سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی تقسیم می‌شوند.[۲۵]

اصل هشتم - ایجاد سپاه ترویج و آبادانی

ایجاد سپاه در سال ۱۳۴۳ تصویب و دوران نخست وزیری حسنعلی منصور به تحقق پیوست. این سپاه از کارشناسان علمی و فنی جوان کشور، چون مهندسان رشته‌های کشاورزی، ساختمانی، راه‌سازی، برق و مکانیک، و سایر دانش آموختگان رشته‌های فنی و مهندسی است که بخشی از خدمت زیر پرچم خود را در روستاهای کشور می‌گذرانند و کوشش آنها برای بالا بردن سطح زندگی روستاییان، آشناکردن آنها با روش‌های نوین کشاورزی، یاری به افزایش تولیدات دامی و کشاورزی، گسترش و بهبود صنایع روستایی، راهنمایی روستاییان در باره آبادانی و نوسازی روستاها می‌باشد.[۲۶]

اصل نهم - ایجاد خانه‌های انصاف و شوراهای داوری

به دادگاه‌های روستایی گفته می‌شد که در دوران نخست‌وزیری اسدالله علم در چهارچوب انقلاب شاه و مردم بنیان گذارده شد. خانه‌های انصاف و شوراهای داوری چهره‌ای نوین از عدالت را به مردم کشور نشان داد. با بنیان شدن خانه‌های انصاف به جای این که فرد روستایی برای گرفتن حق خود راهی شهرهای دور و نزدیک شود دستگاه قضایی به سراغ او رفت. خانه‌های انصاف عدالت را به رایگان در اختیار روستانشینان قرار دادند و بدآنها این شانس را داد که در کارهای قضایی خود شریک باشند. سپاه دانش مامور خدمت در هر روستا و محل، منشی خانه‌های انصاف بود. بر اساس مدل خانه‌های انصاف، شوراهای داوری در دوران نخست وزیری امیرعباس هویدا از سال ۱۳۴۵ آغاز بکار کرد بدین معنا که برای رسیدگی به دعواهای کوچک و محلی دادگاه‌های برگزیده شده به وسیله اهالی هر محله و شهر تشکیل شد.[۲۷]

اصل دهم - ملی کردن آب‌های کشور

اصل دیگری برای نگاه‌بانی ثروت طبیعی ایران یا اصل دهم انقلاب شاه و مردم ملی‌کردن آب‌های کشور روی زمینی و زیرزمینی در سراسر کشور در امرداد سال ۱۳۴۷ و دوره نخست‌وزیری امیرعباس هویدا به تصویب رسید و به تحقق پیوست. این اصل برای گسترش منابع آب و جلوگیری از به هدر رفتن آن و پیدا کردن یک سیاست یکسان در استفاده از منابع آب کشور اعلام شد. به موجب این اصل محمد رضا پهلوی تمامی آب‌های کشور دریاچه‌ها، رودخانه‌ها، نهرها، جوی بارها، دره‌ها، برکه‌ها، چشمه‌ها، آب‌های معدنی و آب‌های زیرزمینی را به عنوان ثروت ملی اعلام کرد. حفظ و حراست منابع و ذخایر آب‌های زیرزمینی و نظارت در کلیه امور مربوط به آن به وزارت آب و برق محول شد.[۲۸]

اصل یازدهم - نوسازی شهرها و روستاها با کمک سپاه ترویج و آبادانی

این اصل در سال ۱۳۵۶ خورشیدی تصویب و زیر سرپرستی نخست‌وزیر جمشید آموزگار در سر تا سر کشور پیاده شد. این اصل عملاً نوسازی شهری و روستایی را می‌پوشاند. با گسترش شتابان اقتصاد ایران سبب شد که شهرها بی رویه گسترش یابند. بر اساس این قانون تهران و ۷۲ شهر دیگر پروژه‌های نوسازی و عمران، تامین آب و برق، مسکن، بهداشت، ساختن راه‌ها، ایجاد پارک‌ها، پارکینگ‌ها، میدان‌ها، و نگاهداری آنها و غیره از وظایف شهرداری‌ها شد. در روستاها تاسیسات زیر بنایی روستا نیز معین شد. بدین ترتیب نوسازی شهری و روستایی دو رشته موازی از یک کوشش یگانه در بازسازی نمام کشور درآمد. پروژه‌ها در شورای عالی شهرسازی در وزارت آبادانی و مسکن به تصویب می‌رسید[۲۹]

اصل دوازدهم - انقلاب اداری وانقلاب آموزشی

این اصل بر پایه گسترش کمیت آموزش با تغییرات بنیادی در کیفیت آموزش اداری وآموزشی پایه ریزی شد. درامرداد ماه ۱۳۴۷ خورشیدی این اصل نخستین بار در کنفرانس آموزشی رامسر زیر نظر مستقیم محمد رضا پهلوی و نخست‌وزیر امیرعباس هویدا بررسی شد. دوازده اصل منشور کنفرانس آموزشی رامسر با توجه به نیازهای اقتصادی و اجتماعی کشور برنامه‌ریزی شد. بر اساس این منشور تامین نیروی انسانی با دانش و متخصص در رشته‌های گوناگون صنعت فرهنگ و غیره می‌باید با بن مایه‌های ایرانی و ارزش‌های ایرانی پرورش یابند. اعلام انقلاب اداری و آموزشی که بر اساس گسترش کامل سواد و تخصص در ایران پایه گذاری شد. آمار مرکز آمار ایران، سازمان برنامه و بودجه نشان می‌دهد که در درازای انقلاب سفید شمار رشته‌های تحصیلی از هفتاد و پنج رشته (۷۵) به پانصد و پنجاه و دو رشته (۵۵۲) افزایش یافت. در سال ۱۳۵۵ بیست و دو در صد کل جمعیت کشور زیر پوشش سطح‌های گوناگون آموزش قرار گرفتند[۳۰]

اصل سیزدهم - فروش سهام به کارگران واحدهای بزرگ صنعتی یا قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی

در تابستان ۱۳۵۴ خورشیدی اصل سیزدهم انقلاب شاه و مردم یا گسترش مالکیت واحدهای صنعتی و تولیدی به تصویب رسید و زیر نظارت نخست‌وزیر امیرعباس هویدا به تحقق پیوست. واحدهای صنعتی و تولیدی خصوصی و دولتی که از گشایش آنها پنج سال می‌گذشت می‌باید وضع خود را به شرکت سهامی عام تبدیل کنند و تا برابر با ۴۹٪ از سهام واحدهای خصوصی را نخست به کارگران و کارمندان همان واحد و سپس به دیگر مردم بفروشند. واحدهای صنعتی بخش عمومی نیز متعهد شدند تا ۹۹٪ سهام خود را به فروش بگذارند و بدین ترتیب مالکیت واحدهای تولیدی و صنعتی از راه سهام کارگران بین همگان پخش شود و همه مردم در گسترش اقتصاد ملی شریک شوند. "در اجرای این اصل تا سال ۱۳۵۵ صد و پنجاه و سه واحد تولیدی کشور در اختیار بیش از ۱۶۳۰۰۰ کارگر و کشاورز قرار گرفته و در سال ۱۳۵۷ آمار نشان می‌دهد که روی هم ۳۲۰ واحد بزرگ تولیدی ۴۹٪ سهام خود را به کارگران و سایر مردم کشور فروخته‌اند. در سیستم کارگری و کارخانه‌داری ایران در چهار چوب این اصل کارگر هم مالک است و هم برای خودش کار می‌کند. وقتی کسی کارگر مالک باشد به بیشتر تضادها و انگیزه‌های سیاسی استعماری پروانه نمی‌دهد که پای بگیرد".[۳۱][۳۲]

اصل چهاردهم - مبارزه با تورم و گران فروشی و دفاع از منافع مصرف کنندگان

اصل پانزدهم - تحصیلات رایگان و اجباری

بر اساس این اصل آموزش در نهادهای آموزشی کشور چون نهادهای زیر رایگان اعلام شد: دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها، دبستان‌ها، دانش‌آموزان روزانه و شبانه، دانش‌آموزان کلاس‌های مبارزه با بی‌سوادی، دانش‌آموزان کلاس‌های سوادآموزی حرفه‌ای مدارس فنی و حرفه‌ای دانشگاهها، دوره‌های آموزشی بزرگسالان، اداره آموزش ایل‌نشینان، مدرسه‌های ایران در خارج از کشور. بر طبق این اصل دانش‌آموزان و دانشجویان در برابر تعهد خدمت به دولت می‌توانستند از آموزش رایگان کامل بهره گیرند. آمار سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۳۵۶ شمار دانشجویان در دانشگاه‌ها و مدارس عالی نزدیک به ۲۰۰۰۰۰ تن و در خارج از کشور ۱۰۰۰۰۰ تن بود. شمار بسیاری از دانشجویان خارج از کشور بورسیه دولت بودند. دانشجویان داخل کشور از کمک هزینه تحصیلی استفاده می‌کردند. برای دانشجویانی که در شهر زادگاه خود به دانشگاه می‌رفتند ماهانه ۳۵۰ تومان و برای دانشجویانی که محل دانشگاه آنان با زادگاه‌اشان تفاوت داشت ۵۵۰ تومان کمک هزینه تحصیلی داده شد.[۳۳]

اصل شانزدهم - تغذیه رایگان برای کودکان خردسال در مدرسه‌ها و تغذیه رایگان شیرخوارگان تا دو سالگی با مادران

تغذیه رایگان برای کودکان خردسال در مدرسه‌ها و تغذیه رایگان برای شیرخوارگان تا دو سالگی با مادران در سال ۱۳۵۳ اعلام شد که بر اساس آن دانش‌آموزان کشور از تغذیه رایگان برخوردار شدند. با دادن یک وعده غذای روزانه در ساعات درس بامدادی که در آن شیر، بیسکویت و میوه که میزان کالری آن با دقت حساب شده بود در سال تحصیلی ۱۳۵۳ بیش از ۶ میلیون دانش آموز از آن بهره بردند. شیرخوارگان و مادرانشان نیز از تغذیه رایگان بهره‌مند شدند که پیشبرد و اجرای آن بر عهده جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران، سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی و بنگاه حمایت مادران و نوزادان بود. مسول اجرای بخش نخستین ، وزارت آموزش و پرورش بود.[۳۴][۳۵]

اصل هفدهم - پوشش بیمه‌های اجتماعی برای همه ایرانیان

اصل هفدهم انقلاب شاه و مردم بر پایه بیمه همگانی و تامین دوره بازنشستگی برای همه مردم ایران به ویژه روستاییان ایران استوار است و در دوره نخست‌وزیری امیر عباس هویدا در ایران پیاده شد. بیمه‌های اجتماعی و سازمان‌های تعاونی دوپایه اساسی برای برآوردن نیازمندی‌های اجتماع ایران است. هدف اصل هفدهم این است که هر ایرانی در همه دوره‌های زندگی خود زیر پوشش بیمه‌های اجتماعی باشد و در درازای زندگی خود تامین باشد و هیچگاه نیازمند نگردد. بر اساس قانون تامین اجتماعی این پوشش از پیش از زاده شدن نوزاد از راه پشتیبانی و مراقبت از زنان باردار و پرداخت کمک بارداری به نوزاد داده می‌شود. بدین معنا که هر ایرانی پیش از زاده شدن مشمول بیمه می‌شود. تامین اجتماعی بیمه‌های حوادث، بیماری‌ها، پیری، از کار افتادگی، نقص عضو، بیمه دستمزد روزهای بیماری، کمک ازدواج را شامل می‌شود. در برنامه است که بیمه استعدادها نیز بر قرار شود. قانون تامین اجتماعی که در درازای سال‌های انقلاب سفید مزد بگیران و حقوق بگیران کشور و خانواده آنان را زیر پوشش خود دارد از نظر پشتیبانی‌های قانونی و موردهای تامین اجتماعی از قانون‌های بسیار پیشرفته گیتی است. در کشورهای پیشرفته غربی به هنگام بازنشستگی بالاترین پول بازنشستگی که پرداخت می‌شود نزدیک به ۵۰٪ یا ۶۰٪ از میانگین حقوق یا دستمزد پیش از بازنشستگی می‌باشد. در ایران حقوق یا دستمزد بازنشستگی تا ۱۰۰٪ از میانگین دستمزد و یا حقوق سال آخر خدمت خدمت است. هم چنین برای این که نیروی خرید بازنشسته‌ها کاهش نیابد، با در نظر داشتن نرخ تورم حقوق‌ها و دستمزدها افزایش می‌یابند.[۳۶]

بیمه درمانی بخشی از بیمه‌های اجتماعی، محدویتی درباره بیماران و درازای درمان و هزینه آن ندارد و "پروتز " یا اعضای مصنوعی را نیز در بر می‌گیرد. اگر درمان بیماری در ایران امکان نداشته باشد بیمه اجتماعی هزینه فرستادن بیمه شده را به خارج از کشور بر عهده می‌گیرد. با اجرای قانون بیمه درمانی کارکنان دولت فعال، بازنشسته، رسمی و یا قراردادی و خانواده آنها از همه مزایای بیمه درمانی بهره‌مند شده‌اند.

همه مزد بگیران، حقوق بگیران کشور، کارکنان رسمی دولت و نیروهای مسلح شاهنشاهی، روستاییان، اصناف و پیشه وران و حرفه‌های آزاد از همه مزایای حمایت‌های نامین اجتماعی بهره‌مند گردیده‌اند.

آمار نشان می‌دهد که در سال ۱۳۴۱ نزدیک به یک میلیون ایرانی شامل قانون بیمه‌های اجتماعی شده‌اند و در سال ۱۳۵۶ به دوازده میلیون نفر رسیده است. ۶۰۰٬۰۰۰ روستایی از راه شبکه بهداری و بهزیستی از بیمه درمانی استفاده کرده‌اند. حق بیمه کارکنان دولت زیر پوشش قانون تامین خدمات درمانی، میانگینی نزدیک به یک سوم آن را بیمه شده و دو سوم آن را دولت می‌پردازد. در باره بیمه شدگان تامین اجتماعی ۹٪ از دستمزد بیمه شده به بیمه درمان می‌رسد. جمع حق بیمه دریافتی بابت همه بیمه‌های بیمه اجتماعی ۳۰٪ دستمزد ماهیانه است که ۲۰٪ آن را کارفرما و ۷٪ را بیمه شده و ۳٪ را دولت می‌پردازد.

با وجود همه پیشرفت‌هایی که در درازای اجرای انقلاب سفید در زمینه خدمات درمانی به دست آمده، چگونگی رساندن خدمات بهداشتی و درمانی به ویژه در روستاها دچار تنگناهایی است. بدین سبب پروژه شبکه‌های بهداری و بهزیستی به اجرا گذاشته شد. پایه این شبکه‌ها بر اساس استفاده از کادر کمک پزشکی است که با اجرای آن هر روستایی می‌تواند از پایین‌ترین سطح خدمت‌های بهداشتی و درمانی نا بالاترین سطح درمان ویژه در شهرها را در دسترس داشته باشد. هر شبکه بهداری و بهزیستی جمعیتی نزدیک به ۳۰۰٬۰۰۰ را زیر پوشش درمانی قرار می‌دهد و از این راه می‌توان از نیروی پزشکی موجود بالاترین بهره‌مندی را برد. گام دیگر در برخورد با کمبود پزشک پروژه تمام وقت "کارانه " با برقرار ساختن پیوند مستقیم بین میزان کارمفید پزشک با درآمد وی به اجرا درآمده است. استخدام پزشکان خارجی و جلب و دعوت از پزشکان ایرانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند با استقبال روبه رو شده است.

برای دسترسی همگان در همه منطقه‌های کشور به فوریت‌های پزشکی، پروژه شبکه اورژانس در سطح شهرها و روستاها به اجرا گذاشته شد. از آنجا که نمی‌شد که در هر روستا یک بیمارستان مجهز ساخت تر تیبی داده شد که بیمار را با هلی کوپتر در کوتاه‌ترین زمان به نزدیک‌ترین بیمارستان رساند. برای دسترسی به دارو پروژه دارو به اجرا در آمد. بر اساس آمار در درازای پانزده سال انقلاب شاه و مردم شمار بیمه شدگان ۵۲۱٪، شمار کارگاه‌های زیر پوشش قانون بیمه اجتماعی ۲۱۹۵٪، بازنشستگان بیمه شده ۳۰۹٪، بازماندگان مستمری بگیر ۴۶۰٪ و از کار افتادگان مستمری بگیر ۵۲۰٪ افزایش داشته است.

اصل هیجدهم - مبارزه با معاملات سوداگرانه زمین‌ها واموال غیرمنقول

به منظور جلوگیری از افزایش بهای خانه‌ها و آپارتمان‌های مسکونی

اصل نوزدهم - مبارزه با فساد، رشوه‌گرفتن و رشوه‌دادن

بر اساس این اصل همه تلاش و کوشش صاحبان مقامات دولتی می‌باید در راه مصالح و منافع جامعه بکار رود. روسای دولت و همه کارکنان دولتی در زمان تصدی مشاغل و مقامات قدرت خود را بی طرفانه باید بکار برند و با انصراف از منافع شخصی خود را کاملاً در خدمت رسالت اجتماعی و ملی خویش قرار دهند. بدین روی استفاده از هر عضو شایسته جامعه بدون تفاوت و تبعیض برای خدمت در شغل‌های گوناگون و سازمان‌های دولتی ضروری است. در مورد مقامات درجه اول دولتی باید دارایی خود را اعلام کنند تا نتوانند ثروت‌اندوزی کنند و سرانجام وقت ایشان باید در خدمت به مملکت وقف شود[۳۷]

برنامه‌های عمرانی کشور

محمدرضا پهلوی درآمد نفت را به برنامه دوم عمرانی اختصاص می‌دهد. سال ۱۳۴۱
محمدرضا شاه پهلوی مرکز مایه کوبی «ب ث ژ» را می‌گشاید. تهران سال ۱۳۳۳

در سال ۱۳۲۷ مجلس شورای ملی قانون ایجاد یک سازمان مستقل برای برنامه‌های عمرانی کشور را تصویب کرد که نام سازمان برنامه را بر آن نهادند.[۳۸] پنج برنامه عمرانی از سال ۱۳۲۸ برای پیشرفت و عمران کشور ایران برنامه‌ریزی شد. از برنامه عمرانی سوم که اجرای آن از سال ۱۳۴۱ خورشیدی آغاز شد برنامه‌های عمرانی تنگا تنگ باهدف‌های اصول انقلاب شاه و مردم طراحی شد و به اجرا درآمد. برنامه‌های عمرانی کشور در دوره‌های گوناگون بدین ترتیب بودند:[۳۹]
- برنامه عمرانی اول اجرا شده بین سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۳: برای اجرای این برنامه کشورایران از بانک جهانی درخواست ۲۵۰ میلیون دلار وام کرد و بانک آن را رد کرد. با ملی کردن نفت اجرای برنامه عمرانی اول متوقف شد و دیگر بودجه‌ای برای برنامه وجود نداشت.[۴۰]
- برنامه عمرانی دوم اجرا شده بین سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۰: در سازمان برنامه و بودجه به ریاست ابوالحسن ابتهاج برنامه‌ریزی شد. برای نخستین بار منابع کشور برای رشد اقتصادی کشور به حساب آمد. بودجه این برنامه ۰٬۹ میلیارد دلار تعیین شد. ۶۰٪ درآمد نفت درآغاز برنامه و از سپس ۸۰٪ در آمد نفت به عمران کشور اختصاص یافت. ۲۵۰ میلیون دلار از دیگر کشورها برای اجرای این برنامه وام گرفته شد. هدف این برنامه گسترش و عمران استان خوزستان که به عنوان استان نمونه برگزیده شد و ۷٪ در آمد نفت صرف عمران استان خوزستان شد.[۴۱] در این برنامه سد دز ساخته شد. در سه سوی کشاورزی، آبیاری و کان‌های معدنی ایران با هم برای پیشبرد اقتصادی کشور در نظر گرفته شد.[۴۲]
- برنامه عمرانی سوم اجرا شده بین سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۶: بودجه ۲٬۷ میلیارد دلار به اجرای برنامه عمرانی سوم اختصاص داده شد.[۴۳] این برنامه برای پنج سال آینده برنامه‌ریزی شد. پروژه‌های اختصاصی از سوی وزارتخانه مربوطه برنامه‌ریزی شد و نه دیگر تمرکز یافته در سازمان برنامه و بودجه. بودجه دولت را سازمان برنامه و بودجه که مستقیم زیر نظر نخست‌وزیر بود تعیین کرد. هدف‌های اصلی این برنامه در گسترش سیستم آموزش و پرورش، گسترش کشاورزی و صنعت و اصلاحات ارضی بود.[۴۴]
- برنامه عمرانی چهارم اجرا شده بین سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱: بودجه ۶٬۷ میلیارد دلار به اجرای برنامه عمرانی چهارم اختصاص داده شد. رشد اقتصادی به سالانه ۱۵٪ رسید و با رشد اقتصادی سنگاپور و کره جنوبی برابری می‌کرد.[۴۵]
- برنامه عمرانی پنجم اجرا شده بین سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶:. بودجه ۵۵ میلیارد دلار برای اجرای برنامه عمرانی پنجم اختصاص داده شد. رشد اقتصادی برنامه‌ریزی شده بیش از ۲۶٪ پیش بینی شده بود. در آمد ناخالص ملی از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۶ سیزده برابر شد و درآمد سرانه هشت برابرافزایش پیدا کرد.[۴۶]
- برنامه عمرانی ششم برنامه ریزی شده برای سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱: محمدرضا پهلوی در کتاب خود به سوی تمدن بزرگ به ملت خویش تمدن بزرگ را که بر پایه منشور «انقلاب شاه و مردم» قرار دارد قول می‌دهد که "تا سال۱۹۹۰ برابر با ۱۳۷۰ خورشیدی، ملت ایران استانداردهای رفاه اجتماعی و سطح زندگی و سطح پیشرفتی همانند اروپا در سال ۱۹۷۸ (میلادی) را خواهد داشت و ملت ایران تا سال ۲۰۰۰ برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی در پیشرفت‌های صنعتی و رفاه اجتماعی برابر با کشورهای فرانسه، انگلیس و ایتالیا خواهد بود." در این کتاب می‌گوید که برنامه‌ای با فرنام دور نمای اقتصادی و اجتماعی ایران، ۲۵۳۱ - ۲۵۵۱ طراحی و پایه‌ریزی شد تا هدف‌های تمدن بزرگ را به انجام برساند.[۴۷]
غلامرضا افخمی در کتاب زندگی شاه می‌نویسد "در چهار چوب انقلاب سفید و منشور نوزده ماده‌ای آن و برنامه‌های عمرانی چهره ایران تغییر یافت و ایران را به دروازه تمدن بزرگ رسانید که می‌توانست از جنبه اقتصادی و رفاه اجتماعی با کشورهای صنعتی اروپایی برابری کند".[۴۸]

سازمان‌ها و جمعیت‌ها

در اجرا و پیشرفت‌های اصول منشور انقلاب سازمان‌ها و جمعیت‌های دیگری نیز شرکت داشتند. بیشتر این سازمان‌ها زاده دوره انقلاب سفید هستند. از قدیمی‌ترین و وزین‌ترین آنها می‌توان از سازمان‌های زیر نام برد.[۴۹][۵۰]

دیگر سازمانهای فعال:

جمعیت بهزیستی و آموزشی فرح پهلوی، بنیاد ملکه پهلوی، بنیاد نیکوکاری شمس پهلوی، بنیاد اشرف پهلوی، سازمان‌های ملی رفاه نابینایان و ناشنوایان، سازمان ملی رفاه خانواده، انجمن ملی توانبخشی ایران، انجمن ملی حمایت کودکان، جمعیت حمایت کودکان بی سرپرست، جمعیت حمایت کودکان کر و لال، انجمن ملی حمایت معلولین، جمعیت کمک به جذامیان، جمعیت حمایت مسلولین، جمعیت ملی مبارزه با سرطان، سازمان ملی انتقال خون، وزارت بهداری وبهزیستی

مخالفت اسلامگرایان

عده‌ای از روحانیون، معتقد بودند که برنامه‌های انقلاب سفید، در تضاد با بنیادهای شریعت اسلام است. سرشناس‌ترین روحانی مخالف، روح‌الله خمینی بود که همه‌پرسی را «نامشروع» خواند و آن را تحریم کرد. وی در ۱۰ اسفند ۱۳۴۱، طی نامه‌ای به شاه ایران از دادن حق رأی به زنان اعتراض می‌کند و آن را خلاف اصول قرآن می‌داند.[۵۱]

پاره ای از سخنان آیت اله خمینی درباره اشکالات انقلاب سفید :

  • در قوانین ایران رفراندوم پیش بینی نشده است.
  • معلوم نیست چه مقامی صلاحیت دارد رفراندوم نماید و این امری است که باید قانون معین کند.
  • لوایح ششگانه مبهم‌اند و فاصله اعلان آنها تا زمان برگزاری رفراندوم اندک است و مردم مهلت اندیشیدن درباره آنها را ندارند.
  • اکثریت جامعه ایران قوه تشخیص فهم این اصول را ندارند.
  • رأی دادن باید در محیط آزاد باشد و این در ایران عملی نیست[۵۲].

اعلامیه‌های اعتراض آمیز برخی روحانیون، به ویژه سخنرانی‌های روح‌الله خمینی، سبب ایجاد برخی اعتراضات در بعضی طبقات جامعه نسبت به انقلاب سفید شد. این اعتراضات، منتج به درگیری‌های خیابانی در برخی شهرها به ویژه مشهد و قم شد.

در تاریخ ۲ فروردین۱۳۴۲ نظامیان با حمله به مدرسه فیضیه قم اجتماع مخالفان انقلاب سفید را سرکوب کردند. هم زمان، به مدرسۀ طالبیۀ تبریز هجوم بردند و در هر دو جا، برخی از طلاب و روحانیون را با خشونت، به قتل رساندند. خمینی، عید نوروز را به دلیل مصادف شدن با سال روز مرگ امام جعفر صادق (ع) عزای عمومی اعلام کرد. سپس، یک سخنرانی را به مناسبت "شهادت" طلاب برگزار نمود. در ۱۵خرداد۱۳۴۲ ماموران امنیتی حکومت در قم، اقدام به دستگیری روح‌الله خمینی کردند.[۵۳]

پس از سخنرانی سید روح الله خمینی در چهارم آبان ۱۳۴۳ در قم علیه تصویب قانون اجازه استفاده مستشاران امریکایی در ایران از مصونیتها و معافیتهای قرارداد وین نوشته شده در بند دوم کنوانسیون وین که خمینی آن را کاپیتولاسیون نامید، دستور دستگیری خمینی صادر شد. با پا درمیانی رییس ساواک وقت در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ خمینی به ترکیه تبعید شد.[۵۴]


منابع


  • Farah Diba Pahlavi: Erinnerungen. Bergisch-Gladbach, 2004, p. ۱۳۵

  • Farah Diba Pahlavi: Erinnerungen. Bergisch-Gladbach, 2004, p. ۱۳۷

  • Kristen Blake: The U.S. – Soviet Confrontation in Iran , ۱۹۴۵ – ۱۹۶۲. University Press of America, 2009, p. ۱۵۵.

  • Abbas Milani: Eminent Persians. Syracuse University Press, 2008, p. ۶۸

  • Ruzshomar, Vol II p. 150

  • Abbas Milani: Eminent Persians. Syracuse University Press, 2008, p. ۶۹

  • گاهنامه ۳: ۱۳۰۳، ۱۳۰۴؛ روز شمار ۲: ۱۵۰

  • علامرضا افخمی: جامعه، دولت و جنبش زنان ایران: ۱۳۲۰ - ۱۳۵۷. بتزدا، ۲۰۰۲، ص ۱۲۴ - ۱۳۶

  • محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ- انتشارات مرد امروز - امرداد ۱۳۶۴ خورشیدی. ص ۱۰۳- ۱۰۴

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ - کتاب و ابتشارات پارس -چاپ سوم- لس انجلس سپتامبر ۲۰۰۷، ص ۹۹ - ۱۰۰

  • محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ. ۱۹۸۰ ص ۱۱۰- ۱۰۸

  • Farmanfarmaian in Afkhami,ed. ,Idealogy, Process, and Politics in Iran's Development Planning, Interview with Gudarzi, Khodad Farmanfarmaian, and Abdol Majid Majidi, Bethesda, 1999, p. 114-124, 255-266

  • Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah. University of California Press , ۲۰۰۹, p. ۲۳۰

  • ایران و انقلاب شاه و ملت، ۱۳۵۶، صفحه ۱۳-۱۵

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، چاپ سوم، کتاب و انتشارات پارس، لس انجلس، ۲۰۰۷ ص ۱۰۷ -۱۰۸

  • ایران و انقلاب شاه و ملت، ۱۳۵۶، صفحه ۵۶

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، چاپ سوم، لس انجلس، سپتامبر ۲۰۰۷

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، لس انجلس، ۲۰۰۷، ص. ۱۱۵ - ۱۱۸

  • ایران و انقلاب شاه و ملت، ۱۳۵۶، صفحه ۶۹

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، انتشارات پارس، چاپ سوم، لس انجلس، ۲۰۰۷، ص. ۱۲۵ - ۱۲۶

  • «LITERACY CORPS». Iranica.

  • ایران و انقلاب شاه و ملت، ۱۳۵۶، صفحه ۱۰۲-۱۰۴

  • محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ. انتشارات مرد امروز ۱۹۸۰ ص ۱۱۶

  • ایران و انقلاب شاه و ملت، ۱۳۵۶، صفحه ۱۰۸

  • محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ. انتشارات مرد امروز ۱۹۸۰ ص ۱۱۹ -۱۲۰

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، چاپ سوم، ۲۰۰۷، ص. ۱۴۷ - ۱۴۹

  • محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ، انتشارات مرد امروز، ۱۳۶۴، ص. ۱۴۲ - ۱۴۵

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، چاپ سوم، کتاب و انتشارات پارس، لس انجلس، ۲۰۰۷، ص. ۱۱۰

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، چاپ سوم، لس انجلس، ۲۰۰۷ ص ۱۴۹ - ۱۵۰

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، چاپ سوم، لس انجلس، ۲۰۰۷ ص ۱۳۱ - ۱۳۴

  • محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ، انتشارات مرد امروز، ۱۳۶۴، ص. ۱۳۷ - ۱۳۸

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، لس‌انجلس، ۲۰۰۷، ص. ۱۱۹

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، چاپ سوم، لس انجلس، ۲۰۰۷، ص ۱۳۶ -۱۳۷

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب و انتشارات پارس، چاپ سوم، لس‌انجلس، ۲۰۰۷، ص ۱۳۷

  • محمد رضا پهلوی: پاسخ به تاریخ، انتشارات مردامروز، ۱۳۶۴، ص ۱۵۰ -۱۵۲

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب وانتشارات پارس، چاپ سوم، لس انجلس، ۲۰۰۷، ص. ۱۷۵ - ۱۸۰

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ، کتاب وانتشارات پارس، چاپ سوم، لس انجلس، ۲۰۰۷، ص. ۱۷۱-۱۷۳

  • Frances Bostock and Geoffrey Jones: Planning and Power in Iran, Ebtehaj and Economic Development under the Shah, London, 1989, p. 99

  • Frances Bostock and Geoffrey Jones: Planning and Power in Iran, Ebtehaj and Economic Development under the Shah, London, 1989

  • Frances Bostock and Geoffrey Jones: Planning and Power in Iran, Ebtehaj and Economic Development under the Shah, London, 1989, p. 100

  • Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, 2009, Chapter 14, Development and Dreams, p. 208

  • Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, 2009, Chapter 14, Development and Dreams, p. 217

  • Charles Issawi: The Iranian Economy 1925-1975. in: George Lenczowski: Iran under the Pahlavis. 1985, P. 129

  • Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, 2009, Chapter 14, Development and Dreams, p.218

  • Charles Issawi: The Iranian Economy 1925-1975. in: George Lenczowski: Iran under the Pahlavis. 1985, P. 135

  • Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, 2009, Chapter 14, Development and Dreams, p. 327-328

  • سازمان برنامه و بودجه ایران. تهران، ۲۵۳۵ شاهنشاهی (۱۳۵۵ خورشیدی)

  • Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, 2009, Chapter 14, Development and Dreams, p. 317-334

  • محمد رضا پهلوی: به سوی تمدن بزرگ - کتاب و انتشارات پارس - چاپ سوم - لس‌انجلس سپتامبر ۲۰۰۷، ص ۱۴۴ - ۱۴۵

  • Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, 2009, Chapter 14, Development and Dreams, p. 334

  • مسعود محیط: آتش بیاران دوزخ، وحشت بزرگ، انتشارات ایرانیان - لندن - ۲۰۰۹ ص ۱۲۹

  • تارنمای رشد

  • Ehsan Naraghi: From Palast to Prison. I.B. Tauris 1994, p.۱۷۷.

    1. پزشک‌زاد، ایرج: مروری در واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، چاپ سوم، شرکت کتاب، لس انجلس، ۲۰۰۸ میلادی، ص. ۱۵۵-۱۵۷

    پیوند به بیرون

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۵۸
    محمد احمدپور
    شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۵۶ ب.ظ

    قاره استرالیا

    کشور استرالیا

    مشترک المنافع استرالیا ( Commonwealth of Australia ) ، جزیره ای است واقع در قاره ی اقیانوسیه و اقیانوس آرام ، پایتخت این کشور شهر کانبرا ( Canberra ) ، با 350 هزار نفر جمعیت می باشد . این کشور از حیث مساحت ، با مساحتی بالغ بر 7.682.300 کیلومتر مربع ششمین کشور جهان است ، در حالی که جمعیت بر خلاف مساحت فقط 20 میلیون و 500 هزار نفر می باشد . از شهرهای مهم استرالیا می توان : سیدنی 4 میلیون نفر ، ملبورن 3 میلیون و 300 هزار نفر ، بریزبن 1 میلیون و 600 هزار نفر ، پرت 1 میلیون و 300 هزار نفر و آدلاید 1 میلیون و 072 هزار نفر را نام برد . در قرن هفدهم بریتانیا نفوذ خود در این منطقه را بسط و گسترش داد و در قرن 19 نیز استرالیا به صورت خودگردان اداره می شد ، در روز 1 ژانویه ی 1901 استرالیا از بریتانیا اعلام استقلال کرد ، هرچند هنوز هم که هنوز است ، پرچم بریتانیا در گوشه چپ بیرق استرالیا به چشم می خورد !!! اکثر مردمی که اکنون در استرالیا زندگی می کنند بومی آنجا نیستند ، بلکه اکثرا از کشور انگلستان و کشورهای مجاور آسیایی به این منطقه مهاجرت کرده اند ، از نظر آب و هوایی استرالیا منطقه ای گرم و خشک است به طوری که هرچه از ساحل مرکز جزیره پیش برویم هوا گرمتر و بیابان بیشتر می شود ، صحرای بزرگ ویکتوریا که صحرایی گرم و سوزان است مرکز استرالیا را در بر گرفته است ، در جنگل های استرالیا تنوع گیاهی و جانوری بسیار مشهود است ، از جمله جانوران بومی استرالیا می توان به کانگورو و همچنین کوالا که غذایش برگ درخت اکالیپتوس است اشاره کرد ، همچنین در این جنگل ها انواع مارهای خطرناک و پرندگان کمیاب نیز وجود دارند ، در کنار برکه ها و مرداب ها هم انواع تمساح ها و کروکودیل ها زندگی می کنند . از نظر سیاسی ، استرالیا زیر نظر فرماندهی کل اداره می شود ، در سال 1991 پل کتینگ به سمت نخست وزیری منصوب شد ، پس از دوره ی نخست وزیری او در سال 1996 ، جان وینستون هاوارد نخست وزیر استرالیا شد ، از سال 2003 هم مایکل جفری فرماندار کل استرالیا شد . استرالیا بزرگترین تولیدکننده ی اورانیم در دنیاست ، از دیگر صادرات استرالیا می توان به : مواد معدنی ، خواروبار ، گوشت قرمز ، پشم و نفت نیز اشاره کرد .


    * از روز 7 دسامبر 2007 " کوین رود " ( Kevin Rudd ) به عنوان نخست وزیر استرالیا انتخاب شد .





    استرالیا دارای 6 ایالت و 2 ناحیه ی خودگردان ( * ) می باشد :


    1 – استرالیای جنوبی : آدلاید

    2 – استرالیای غربی : بندر پرت

    3 – تاسمانی : هوبارت

    4 – سرزمین شمالی : داروین *

    5 – کوئینزلند : بریزبن

    6 – منطقه ی پایتخت استرالیا : کانبرا *

    7 – نیو ویلز جنوبی : سیدنی

    8 – ویکتوریا : ملبورن


    نوشته شده توسط جهان شناس در 19:29 |  لینک ثابت   • آرشیو نظرات

    دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷

    کشور نیوزیلند

    نیوزیلند یا زلاندنو ( New Zealand ) جزیره ایست واقع در قاره ی اقیانوسیه و اقیانوس آرام جنوبی ، این کشور در اقیانوس آرام جنوبی ، دریای تاسمان و جنوب شرق استرالیا واقع شده و بیش از هر کشور دیگری به قطب جنوب نزدیک است و در صورت آب شدن یخ های قطب جنوب در اثر گرمایش زمین زیر تلریاردها مترمکعب آب مدفون می شود ، پایتخت این کشور شهر ولینگتون ( Wellington ) یا جمعیتی بالغ بر 340 هزار نفر است ، نیوزیلند شمال دو جزیره می باشد ، جزیره ی شمالی و جزیره ی جنوبی ، ولینگتون پایتخت ، در انتهای جزیره ی شمالی واقع شده است . مساحت نیوزیلند 270.534 کیلومتر مربع و جمعیت آن 4 میلیون و 100 هزار نفر می باشد . از جمله شهرهای مهم نیوزیلند می توان به اوکلند 1 میلیون و 074 هزار نفر ، کریست چرچ 344 هزار نفر ، همیلتن 166 هزار نفر و دنیدن 107 هزار نفر اشاره کرد . نیوزیلند از سال 1840 تا 1907 مستعمره ی بریتانیا بود ( روز استقلال 26 سپتامبر 1907 ) . اکثر نژاد مردم نیوزیلند را اروپاییان تشکیل می دهد که متجاوز از 73 % است ، قبایل مائوری یا همان بومیان نیوزیلند نیز 15 % جمعیت را در برمی گیرند ، 6 % جمعیت هم سهم آسیایی هاست . زبان رسمی نیوزیلند انگلیسی است ، زبان مائوری نیز در کنار انگلیسی دیگر زبان رسمی نیوزیلند است . قوانین مهاجرت در نیوزیلند سخت و دست و پاگیر است و به راحتی نمی توان اجازه ی اقامت گرفت . از نظر میزان باسوادی ، 99.5 درصد مردان و 99 درصد زنان باسواد هستند ، و از این لحاظ از جمله ی کشورهای مترقی محسوب می شود . 55 % مردم نیوزیلند مسیحی هستند ( کاتولیک 26 % ، پروتستان 20 % و باپتیست و متدیست هرکدام 2 % ) بقیه ی مردم نیز دینی ندارند . در عرصه ی سیاسی نیوزیلند به صورت فرمانداری کل اداره می شود ، جیم بولگر از حزب ملی در سال 1990 نخست وزیر نیوزیلند شد . در سال 2006 میلادی نیز آناند ساتیاناند به سمت فرماندار کل و خانم هلن کلارک در سال 1999 به سمت نخست وزیر انتخاب شدند . نیوزیلند از جمله کشورهای مشترک المنافع است ، عضویت این کشور در اتحادیه ی آزنوس ( AZNUS ) در سال 1986 میلادی به حالت تعلیق درآمد ، احتمالا به این خاطر بود که نیوزیلند اجازه نداده بود کشتی های هسته ای آمریکا از بنادر نیوزیلند استفاده کنند . واحد پول این کشور دلار نیوزیلند می باشد . صادرات نیوزیلند را پشم ، گوشت بره ، گوشت گاو ، کره و پنیر تشکیل می دهد . توریسم نیز از مهمترین ممر درآمد این کشور به حساب می آید .


    * آیا می دانستید 80 % درصد نیوزلندیها شهرنشین هستند ؟

    پرچم نیوزیلند ، بی شباهت به پرچم استرالیا نیست



    بر اساس آخرین تقسیمات کشوری ، نیوزیلند شامل 60 ایالت که همگی از خودگردانی نسبی برخوردارند تشکیل شده است :




    1 - آشبورتون ( Ashburton )

    2 - اوکلند ( Auckland )

    3 - بنکز پنینسولا ( Banks Peninsula )

    4 - بولر ( Buller )

    5 - کارترتون ( Carterton )

    6 - سنترال هوکز بی ( Central Hawke's Bay )

    7 - سنترال اوتاگو ( Central Otago )

    8 - کریست چرچ ( Christchurch )

    9 - کلوتا ( Clutha )

    10 - دنیدن ( Dunedin )

    11 - فار نورت ( Far North )

    12 - فرانکلین ( Franklin )

    13 - گیسبورن ( Gibsborne )

    14 - گور ( Gore )

    15 - گری ( Grey )

    16 - همیلتن ( Hamilton )

    17- هستینگز ( Hastings )

    18 - هائوراکی ( Hauraki )

    19 - هوروهنو ( Horowhenua )

    20 - هورونویی ( Hurunui )

    21 - هوت ( Hutt )

    22 - اینورکارگیل ( Invercargill )

    23 - کایکورا ( Kaikoura )

    24 - کایپارا ( Kaipara )

    25 - کاپیتی سلامحت ( Kapiti Coast )

    26 - کاورائو ( Kawerau )

    27 - مکنزی ( Meckenzie )

    28 - ماناواتو ( Manawatu )

    29 - مانیوکائو ( Manukau )

    30 - مارلبرو ( Marlborough )

    31 - مسترتون ( Masterton )

    32 - ماتاماتا پایکو ( Matamata Paiko )

    33 - ناپیر ( Napier )

    34 - نلسون ( Nelson )

    35 - نیو پلیموث ( New Plymouth )

    36 - نورت شور ( North Shore )

    37 - اوپوتیکی ( Opotiki )

    38 - اوتوروهانگا ( Otorohanga )

    39 - پالمرستون شمالی ( Palmerston North )

    40 - پاپاکورا ( Papakura )

    41 - پوری روا ( Porirua )

    42 - کوئینستون لیکز ( Queenstown Lakes )

    43 - رانگیتیکی ( Rangitikei )

    44 - راندی ( Rondey )

    45 - روتو روا ( Rotorua )

    46 - رواپو ( Ruapehu )

    47 - سلوین ( Selwyn )

    48 - سوتلند ( Southland )

    49 - تاراناکی جنوبی ( South Taranaki )

    50 - وایکاتوی جنوبی ( South Waikato )

    51 - وایراراپا ی جنوبی ( South Wairarapa )

    52 - استارتفورد ( Startford )

    53 - تاراروا ( Tararua )

    54 - تاسمان ( Tasman )

    55 - تائوپو ( Taupo )

    56 - تائورانگا ( Tarauranga )

    57 - وایتاکی ( Waitaki )

    58 - ولینگتون ( Wellington )

    59 - وسترن بی آو پلنتی ( Western Bay of Plenty )

    60 - وستلند ( Westland )


    نقشه ی نیوزیلند هم شبیه نقشه ی ژاپن است .

    نوشته شده توسط جهان شناس در 19:28 |  لینک ثابت   • آرشیو نظرات

    دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷

    سایر جزایر قاره اقیانوسیه

    مستعمره ی استرالیا




    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



    جزایر دریای کورال یا دریای مرجان ( Coral Sea Islands ) ، واقع است در شمال شرق استرالیا و دریای کورال ، جزایر دریای کورال کمتر از 3 کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن نیز به چند تن ( سه یا چهار نفر ) از پرسنل هواشناسی ملی استرالیا که در بزرگترین جزیره ی آن یعنی " جزیره ی ویلیس ( Willis Island ) مستقر هستند ، محدود می شود . مجمع الجزایر پراکنده ی کورال در سال 1969 به صورت قلمرو سرزمینی استرالیا درآمد . تنها تجهیزات و امکانات جزایر دریای کورال یک ایستگاه هواشناسی ، فار دریایی و فانوس دریایی می شود . اداره ی جزایر دریای کورال را دپارتمان حمل و نقل استرالیا و سرویس منطقه ای استرالیا بر عهده دارند .

    * جزایر دریای کورال در مساحت 780 کیلومتر مربع از آبهای دریای کورال پراکنده اند .




    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۵۶
    محمد احمدپور
    دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۵۸ ب.ظ

    هدایت تحصیلی و انتخاب رشته در پایه نهم

    تخاب رشته در پایه نهم در سه شاخه علوم نظری،علوم پایه و فنی و حرفه ای انجام خواهد پذیرفت و در پایه دهم دانش آموز می تواند براساس شاخه ای که انتخاب نموده، رشته مورد نظر را انتخاب نماید و از پایه یازدهم رشته ها تخصصی خواهد شد.

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    انتخاب رشته در پایه نهم در سه شاخه علوم نظری،علوم پایه و فنی و حرفه ای انجام خواهد پذیرفت و در پایه دهم دانش آموز می تواند براساس شاخه ای که انتخاب نموده، رشته مورد نظر را انتخاب نماید و از پایه یازدهم رشته ها تخصصی خواهد شد. به طور مثال دانش آموزی که در پایه نهم شاخه علوم پایه را انتخاب نماید، در پایه دهم این شاخه را به صورت عمومی ادامه می دهد و بر اساس نمراتی که کسب می کند در پایه دهم می تواند یکی از رشته های علوم تجربی یا علوم ریاضی را انتخاب نماید،نظر دوستان را به برخی از آیین نامه های هدایت تحصیلی که به تازگی به دست ما رسیده جلب می نمایم:

    ترکیب اعضای هدایت تحصیلی واحد آموزشی: مدیر مدرسه-مشاور مدرسه-دبیران دروس مرتبط هر رشته

    ماده 10 آیین نامه هدایت تحصیلی:

    انتخاب شاخه/رشته تحصیلی دانش آموزان بر اساس ملاک هایی که در این آیین نامه مطرح شده است در پایان دوره اول متوسطه انجام می شود.

    ماده 11 آیین نامه هدایت تحصیلی:

    1-11 در شاخه نظری دانش آموزان به یکی از رشته های ادبیات، معارف و علوم پایه هدایت خواهند شد.

    2-11 در شاخه کاردانش و فنی و حرفه ای مطابق با ضوابط مربوط دانش آموزان به یکی از زمینه، گروه و رشته هدایت خواهند شد.

    3-11 ثبت نام در رشته معارف صرفا در مدارس خاص با مجوز وزارت آموزش و پرورش و انجام مصاحبه و گزینش انجام می شود.

    4-11 ثبت نام در رشته موسیقی صرفاً در مدارسی که تحت نظارت وزارتخانه ها و سازمان های متولی است و تحت نظارت آموزش و پرورش فعالیت می کنند، انجام می شود.(ورود به این مراکز از سال اول دوره دوم متوسطه)

    5-11 هدایت تحصیلی دانش آموزان واحدهای آموزشی بزرگسالان، ایثارگران، استعدادهای درخشان، استثنایی، داوطلبان آزاد و دانش آموزان تطبیقی همانند دانش آموزان عادی است.

    1-16- علوم پایه

    مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور هر یک از درس های ریاضی و علوم تجربی، در سه پایه در دوره متوسطه اول بدون ضریب کمتر از 42 نباشد.

    نمره درس ریاضی و علوم تجربی در سه سال دوره متوسطه اول با ضریب 3 محاسبه می گردد.

    مجموع نمرات دروس مرتبط با رشته در سه سال دوره متوسطه اول با در نظر گرفتن ضریب هر یک از دروس حداقل 252 باشد. یعنی به عبارت دیگر چنانچه نمرات هر درس را در ضریب آن جمع نماییم و حاصل جمع آن را بر تعداد دروس مرتبط با رشته تقسیم نماییم معدل رشته باید حداقل 14 باشد.

    2-16- رشته ادبیات و علوم انسانی

    مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریور در هر یک از درس های زبان و ادبیات فارسی، عربی و مطالعات اجتماعی در سه پایه دوره متوسطه اول بدون ضریب کمتر از 42 نباشد.

    نمره درس زبان و ادبیات فارسی در سه سال دوره متوسطه اول با ضریب 4 محاسبه می شود.

    نمره درس مطالعات اجتماعی در سه سال دوره متوسطه اول با ضریب 3 محاسبه می شود.

    نمره درس عربی در سه سال دوره متوسطه اول با ضریب 2 محاسبه می شود.

    مجموع نمرات دروس مرتبط با رشته در سه سال دوره متوسطه اول با در نظر گرفتن ضریب هر یک از دروس حداقل 378 باشد. یعنی به عبارت دیگر چنانچه نمرات هر درس را در ضریب آن جمع نماییم و حاصل جمع آن را بر تعداد دروس مرتبط با رشته تقسیم نماییم معدل رشته باید حداقل 14 باشد.

    4-16- شاخه فنی و حرفه ای و کاردانش

    مجموع سه نمره پذیرفته شده خرداد یا شهریورهر یک از درس های ریاضی، کار و فناوری در سه پایه دوره اول بدون ضریب کمتر از 36 نباشد.

    نمره درس ریاضی در سه سال دوره متوسطه اول با ضریب 2 محاسبه می شود.

    نمره درس کار و فناوری در سه سال دوره متوسطه اول با ضریب 3 محاسبه می شود.

    مجموع نمرات دروس مرتبط با رشته در سه سال دوره متوسطه اول با در نظر گرفتن ضریب هر یک از دروس حداقل 180 باشد. یعنی به عبارت دیگر چنانچه نمرات هر درس را در ضریب آن جمع نماییم و حاصل جمع آن را بر تعداد دروس مرتبط با رشته تقسیم نماییم معدل رشته باید حداقل 12 باشد.

    تبصره 4-16- شاخه فنی و حرفه ای و کاردانش

    پس از تعیین شاخه فنی و حرفه ای و کاردانش در پایان دوره اول متوسطه و ثبت نام اولیه در هنرستان مربوطه، هدایت دانش آموزان برای ورود به زمینه، گروه و رشته مورد نظر بر اساس بررسی های مشاوره ای و نظر فنی کمیته هدایت تحصیلی مستقر در هنرستان مربوطه صورت می گیرد.

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۸
    محمد احمدپور
    سه شنبه, ۸ دی ۱۳۹۴، ۰۶:۱۶ ب.ظ

    کتاب هفته ی سوم

    با سلام و ضمن عذر خواهی بابت تاخیر در قرار دادن کتاب هفته ی سوم کتاب را به شما عزیزان تقدیم می کنم.

    و امّا کتاب این هفته...شب های پیشاور :

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۴ ، ۱۸:۱۶
    محمد احمدپور

    در نگاه نخست به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره جنگ ایران و عراق کاملا عادلانه و ناظر بر منابع دو طرف درگیر در جنگ به نظر می رسند اما زمانی که درکنار وقایعی که مقارن با پیش از هر یک از این قطعنامه ها در جنگ حادث شده اند بررسی شوند کاملا بر عکس اند و غرض ورزی وجانبداری آنها از رژیم بعثی را آشکار می کنند.

    نوشتار حاضر ضمن نگاه اجمالی و گذرا، به عوامل موثر در تصویب قطعنامه ها و مفاد هر یک از آنها عملکرد سازمان ملل در خصوص جنگ را به صورت گاه شمار ارائه می نماید:

    - قطعنامه ای به نام بررسی وضعیت جنگ ایران و عراق

    درتاریخ 31 شهریورماه سال 1359ه. ش، نیروهای عراقی با تجاوز به مرزهای جمهوری اسلامی ایران حدود سی هزارکیلومتر مربع ازخاک کشور را به اشغال خود درآوردند و این کار را آزاد سازی مناطق اشغالی عنوان کردند. شش روز بعد شورای امنیت نخستین قطعنامه خود را به شماره 479با نام بررسی وضعیت میان ایران وعراق صادر کرد در این قطعنامه به وجود تهدید علیه صلح، نقض صلح وقوع تجاوز و نقض تمامیت ارضی ایران اشاره نشده بود این توصیه نه برقراری آتش بس یا بازگشت به مرزهای بین المللی بلکه خودداری از توسل بیشتر به زور را از دو طرف خواسته بود در واقع این قطعنامه آگاهانه از تجاوز و حمله عراق به مرزهای جمهوری اسلامی ایران و تحمیل جنگ و وضعیت اسفبار مردم جنوب غرب کشور که نتیجه حمله عراق به اهداف غیر نظامی و افراد غیر مسلح بود چشم پوشید.

    شورای امنیت پس از نخستین قطعنامه خود در حالی که عراق در صدد تحکیم مواضع بدست آمده بود برای مدتی طولانی 21 ماه و 15روز سکوت کرد اما درپی انجام عملیاتهای ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبینی وبیت المقدس، که به شکست حصر آبادان، آزاد سازی بستان، آزادسازی مناطق وسیعی از غرب شوش و دزفول و بالاخره آزادسازی خرمشهر انجامید بار دیگر بر آن شد تا سکوت خود را بشکند بنابراین براساس پیشنهاد اردن قطع نامه 514 را به تصویب رساند. درمقدمه این قطعنامه شورا نگرانی خود را از طولانی شدن درگیری بین دو کشور و کشته شدن انسانهای بی گناه آسیب رسیدن به امکان و تاسیسات و درخطر بودن صلح و امنیت جهانی ابراز کرد و خواستار آتش بس سریع و عقب نشینی نیروهای دو طرف به مرزهای شناخته شده بین المللی از طریق اعزام نیروهای حافظ صلح و ناظران سازمان ملل به منطقه شد بدون آنکه به حضور عراق در خاک ایران اشاره ای بکند.

    بند دیگری از این قطعنامه از دیگر عضو سازمان ملل درخواست می کرد از هر گونه اقدامی که به تداوم یا تشدید جنگ بینجامد خودداری کنند. این درخواست در حالی عنوان می شد که اعضای دائم شورای امنیت از حامیان اصلی دولت عراق و ادامه جنگ بودند. در واقع به جز هدف اصلی یعنی تضعیف و یا در صورت امکان فروپاشی حکومت نوپای جمهوری اسلامی ایران، فروش تسلیحات نیز از جمله اهداف عمده قدرتهای مزبور در این جنگ محسوب می شد. در همین زمینه پروفسور کاستایگر اندیشمند سوئدی ضمن سخنرانی خود درواشنگتن درسال 1365 به این نکته اشاره می کند که عراق 60درصد تسلیحات خود را ازشوروی ، 20 درصد از فرانسه و بقیه را از چین و سایر قدرتهای بزرگ دریافت می کند.

    در 12 مهر ماه سال 1361 شورای امنیت قطعنامه 522  را صادر کرد. در فاصله بین قطعنامه 514 و 522 نیروهای ایران دو عملیات بزرگ را اجرا کردند نخستین عملیات به نام رمضان، دو روز پس از تصویب قطعنامه 514 و دومین آن با نام مسلم بن عقیل در تاریخ 9 مهر سال 1361 به اجرا در آمدند. ویژگی این عملیاتها عبور از مرزها با هدف تنبیه متجاوز و تسلط بر بخشی ازخاک عراق بود. به دنبال این تحولات عراق و برخی ازکشورهای غرب تلاش های دیپلماتیک گسترده را در سازمان ملل آغاز کردند.

    شورای امنیت در قطعنامه 522، ضمن تکرار برخی از بندهای قطع نامه پیشین مجددا بدون آنکه عراق را متجاوز بنامد خواهان عقب نشینی نیروهای دو طرف شد. ضمن اینکه از اعلام آمادگی یکی از آنها برای همکاری در اجرای قطعنامه 514 استقبال کرد و همکاری طرف دیگر را نیز خواستار شد.

    در تاریخ 9 آبان ماه سال 1362 به دنبال گزارش نماینده دبیر کل سازمان ملل متحد در مورد حمله به مناطق مسکونی دو کشور قطعنامه 540 شورای امنیت صادر شد و نقض حقوق بشر، به ویژه مفاد عهد نامه ژنو 1949 را در تمام ابعاد آن محکوم کرد و خواهان توقف عملیاتهای نظامی علیه اهداف انسانی از جمله شهرها و مناطق مسکوین شد بدون اینکه به حملات متعدد عراق، به مناطق مسکونی کشورمان اشاره ای کند. این در حالی بود که عراق به دنبال حملات متعدد به اهداف غیر نظامی در جمهوری اسلامی ایران در تاریخ  13 و 17بهمن ماه سال 1362رسما اعتراف کرد که شهرهای دزفول، اندیمشک، اهواز، باختران، ایلام، آبادان، شوش، رامهرمز، مسجد سلیمان، بندرامام خمینی و بهبهان را هدف حملات هوایی و موشکی قرار داده است. با این حال هر چند این قطعنامه نیز نامی از عراق به میان نیاورد اما در صدد جلب توجه جمهوری اسلامی ایران بر آمد و برای نخستین بار بر لزوم بررسی واقع بینانه علل آغاز جنگ که پیوسته ایران بر آن تاکید داشت اشاره کرد.

    - حمله شیمیایی عراق به ایران به رغم محکوم شدن از سوی سازمان ملل  

    در اواخر سال 1363، به دنبال کارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق، جمهوری اسلامی ایران طبق حق مشروع خود، مندرج در قطعنامه 24/73 c از سازمان ملل خواست تا هیئتی را برای بررسی موضوع به منطقه اعزام کند. در فاصله زمانی 23 تا 29 اسفند ماه همان سال که هیئت اعزامی سازمان ملل به دنبال کشف واقعیت بود عراق دوبار سلاح های شیمیایی را علیه نیروهای ایران به کار گرفت. بدین ترتیب در اول فروردین سال 1363 هیئت مزبور رسما استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را اعلام کرد. در تاریخ 9 فروردین ماه نیز شورای امنیت به رغم محکوم کردن استفاده از سلاح های شیمیایی نه اشاره ای به عراق ونه قطعنامه ای را در این زمینه صادر کرد.

    در 11خرداد ماه سال 1363شورای امنیت به دنبال شکایت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس علیه جمهوری اسلامی ایران مبنی بر حمله به کشتیهایشان قطعنامه 552 را صادر کرد. در پی صدور این قطعنامه جمهوری اسلامی ایران طی نامه ای به دبیر کل از هر گونه اقدامی که برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارص صورت گیرد حمایت و استقبال کرد با این حال حمله به کشتی ها همچنان ادمه یافت و صدور قطع نامه 528 نیز نتوانست مانع از آن شود.

    - پیشنهاد اتحادیه عرب مبنی برطرح قطعنامه 582

    در فاصله تصویب دو قطعنامه 552 و 528 ایران عملیاتهای متعددی را انجام داد که عملیات والفجر 8 و تصرف شبه جزیره فاو مهمترین آن بود. چند روز پس از این اقدامات شورای امنیت به درخواست عراق و دیگر اعضای گروه هفت نفری اتحادیه عرب، جلسه ای را با شرکت نمایندگانی از کشورهای عربی و دبیر کل اتحادیه عرب تشکیل داد. طی این جلسه گروه اتحادیه عرب طرح قطعنامه 582 را پیشنهاد کرد که در 5 اسفند ماه 1364 با تغییراتی در کلمات و عبارات به تصویب شورای امنیت رسید. در این قطعنامه شورا به جای شناسایی و اعلام متجاوز برای نخستین بار ازطولانی شدن جنگ ابراز نگرانی کرد و اصل غیر قابل قبول بودن تصرف زمین را از راه توسل به زور را مورد تاکید قرار داد موضوعاتی که در قطعنامه های پیشین دیده نمی شد با آنکه مسئولیت و علل آغاز تجاوز به منزله اساسی ترین موضوع به صورت مبهم در این قطع نامه مطرح شود اما این بار نیز شورا از برخورد ریشه ای و اساسی با این مسئله خودداری کرد.

    - محکومیت غیر رسمی عراق به دلیل به کارگیری سلاح های شیمیایی

    هرچند قطعنامه 558 درحالی تاریخ 16مهر ماه سال 1365به تصویب رسید که هیئت کارشناسان اعزامی سازمان ملل درگزارش 11971/s مورخ 21 اسفند ماه سال 1364 به استفاده عراق از سلاح های شیمیایی اشاره و شورای امنیت در یک فرودین 1365 به صورت غیر رسمی عراق را به دلیل به کارگیری سلاح های شیمیایی محکوم کرده بود اما علت صدور آن را باید افزایش حملات به کشتی های تجاری کشورهای ثالث در خلیج فارس وتوسعه حوزه جنگ نفت کش ها دانست. قطعنامه 588 جز تاکید بر نقش شورای امنیت مطلب جدیدی در بر نداشت در قسمتی از این قطع نامه آمده است:

    - قطعنامه در 7 منشور و لازم الا اجرا

    درتاریخ 29 تیر ماه 1366قطعنامه 598 به اتفاق آرا تصویب شد. این قطعنامه با قطعنامه های پیشین شورا متفاوت بود. مهمترین تفاوت آن ازنظر صوری قرار گرفتن آن در قالب فصل 7 منشور ملل متحد بود که آن را از حالت توصیه خارج و برای دو طرف لازم الاجرا می کرد. از نظر محتوایی نیز این قطعنامه از قطعنامه های پیشین جامع تر بود و در آن سعی شده بود تا دیدگاه ها و خواسته های ایران مورد توجه قرار گیرد عنوان قطعنامه 598 مانند دیگر قطعنامه ها نه وضعیت ما بین ایران و عراق بلکه تصمیم برخواسته از اعتقاد شورای امنیت بود که با واژه های مصمم خواستار مصرانه عنوان شده بود. این قطعنامه از نظر کمی و تعداد واژه های به کار گرفته شده مفصل ترین از نظر محتوا اساسی ترین و از نظر ضمانت اجرا قوی ترین قطع نامه شورای امنیت بود.

    در قطعنامه 598 نقش صلح با استناد به ماده 39 منشور احراز شد و اعضای شورای امنیت قصد شورا را برای دخالت عملی و ایفای نقش فعال در پایان دادن جنگ و حل و فصل اختلافات نشان دادند همین جامعیت نسبی از دیر کل سازمان ملل تقاضا کرده بود تا پس از مشورت با دو طرف درگیر گروه منصف و بی طرفی را بر تحقیق در مورد مسئولیت آغاز و ادامه جنگ و همچین گروهی از کارشناسان را برای برآورد میزان خرابی ها و خسارات وارده به دو طرف درگیر و هزینه بازسازی آنها با کمک های بین المللی تعیین و به شورای امنیت معرفی کند.

    متن قطعنامه

    مفاد قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت که در تاریخ ۲۰ژوئیه ۱۹۸۷ بیان شد به شرح زیر است:
    در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷، با ابراز نگرانی عمیق از اینکه با وجود درخواستهایش برای آتش‌بس منازعه بین جمهوری اسلامی ایران و عراق، با تلفات سنگین تر انسانی و ویرانیهای بیشتر همچنان ادامه دارد، با ابراز تاسف از آغاز و ادامه این منازعه، همچنین با ابراز تاسف از بمباران مراکز کاملاً مسکونی غیرنظامی، حمله به کشتی‌های بی طرف و هواپیمایی مسافربری، نقض حقوق بین‌المللی درباره بشر دوستی و سایر حقوق مربوط به درگیریهای مسلحانه، و به ویژه به کار بردن سلاح‌های شیمیایی که بر خلاف تعهدات مذکور در پروتکل ۱۹۲۵ ژنو می‌باشد، با ابراز نگرانی عمیق از اینکه تشدید و گسترش بیشتر منازعه ممکن است وقوع یابد با اتخاذ تصمیم پایان دادن به کلیه عملیات نظامی بین ایران و عراق و با اعتقاد به اینکه منازعه بین ایران و عراق باید به نحو جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار حل شود، با یادآوری مجدد مقررات منشور ملل متحد، و به ویژه تعهد کلیه کشورهای عضو که اختلافات بین‌المللی خود را از راههای مسالمت آمیز و به گونه‌ای که صلح و امنیت بین‌المللی و عدالت دچار مخاطره نگردد، حل نمایند. با احراز این که نقض صلح در مورد منازعه بین ایران و عراق وجود دارد، با اقدام بر اساس مواد ۳۹ و ۴۰ منشور ملل متحد ؛

    1. آمرانه می‌خواهد که ایران و عراق به عنوان نخستین گام در حل اختلاف از طریق مذاکره، آتش‌بس فوری را رعایت کنند، کلیه عملیات نظامی را در زمین، دریا و هوا قطع کنند و نیروها را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین‌المللی بازگردانند.
    2. از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از ناظران سازمان ملل را برای تأیید، تحکیم و نظارت بر آتش‌بس و عقب‌نشینی اعزام دارد و همچنین درخواست می‌کند که دبیر کل ترتیبات لازم را با مشورت با طرفین فراهم آورد و گزارش آنرا به شورای امنیت تسلیم دارد.
    3. مصرا می‌خواهد که اسیران جنگی پس از قطع عملیات خصمانه، بر طبق کنوانسیون سوم ژنو، در اوت ۱۹۴۹ بدون درنگ آزاد شوند و به کشورهای خود برگردند.
    4. از ایران و عراق می‌خواهد که در اجرای این قطعنامه و کوششهای میانجیگری برای دستیابی به یک راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف، درباره کلیه مسائل مهم، بر طبق اصول مندرج منشور ملل متحد با دبیر کل همکاری کند.
    5. از کلیه کشورهای دیگر می‌خواهد که نهایت خویشتن داری را به عمل آورند و از هر اقدامی که ممکن است منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد، خودداری کنند و به این ترتیب، اجرای قعطنامه حاضر را تسهیل کنند.
    6. از دبیر کل درخواست می‌کند تا مشورت با ایران و عراق، مسئله ارجاع تحقیق درباره مسئولیت منازعه به هیئت بی طرفی را بررسی کنند و هرچه زودتر به شورای امنیت گزارش دهد.
    7. با تصدیق ابعاد عظیم خساراتی که در طول منازعه داده شده و ضرورت تلاشهای بازسازی با کمکهای مناسب بین‌المللی پس از خاتمه منازعه، از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از کارشناسان را برای بررسی مسئله بازسازی تعیین و به شورای امنیت گزارش کند.
    8. همچنین از دبیر کل درخواست می‌کند از طریق مشورت با ایران و عراق و سایر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را بررسی کند.
    9. از دبیر کل درخواست می‌کند، که شورای امنیت را در مورد اجرای این قطعنامه آگاه سازد.
    10. تصمیم می‌گیرد که در صورت لزوم برای بررسی اقدامات دیگر به منظور تصمین اجرای این قطعنامه تشکیل جلسه دهد.

    - گروه اعزامی سازمان ملل به حلبچه، یک پزشک و یک دیپلمات

    در 28 اسفند ماه 1366، عراق سلاح ها شیمیایی را در ابعاد بسیار وسیعی علیه مردم حلبچه به کار گرفت. بعد از این فاجعه که به کشته و مجروح شدن بسیاری از انسانهای بی گناه که عمدتا از اتباع عراق بودند منجر شد. نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل رسما از این سازمان اعزام هیئت کارشناسی به منطقه درخواست کرد. با اینکه تصور می شد به دلیل شدت و وسعت فاجعه سازمان ملل نیزموضع قاطعی علیه عراق اتخاذ کند این سازمان دو هفته بعد در حالی فاجعه به مرور زمان کم رنگ تر شده بود گروه بسیار کوچکی را متشکل از تنها یک پزشک و یک دیپلمات به منطقه اعزام کرد.

    این هیئت بدون اینکه از حلبچه بازدید کند منطقه را ترک و در 5 اردیبهشت ماه سال 1367 طی گزارشی 25 صفحه ای اعلام کرد که سلاح های شیمیایی در ابعاد بسیار وسیعی مورد استفاده قرار گرفته اند گزارشی که در آن نه تنها به طرف به کار گیرنده این سلاح ها هیچ اشاره ای نشده بود بلکه ادعاهای بی اساسی نیز علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح شده بود. در واقع سازمان ملل متحد نه تنها استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را محکوم نکرد بلکه راه را برای جنایات بعدی این کشور نیز بازگذاشت. این در حالی بود که دبیر کل سازمان نیز در سخنرانی خود در 8 فروردین ماه سال 1367 به استفاده وسیع عراق از سلاح های شیمیایی در حلبچه اشاره کرده بود.

    پنجاه روز پس از فاجعه حلبچه در تاریخ 19 اردیبهشت ماه سال 1367 شورای امنیت قطعنامه 612 را صادر کرد. هر چند این قطعنامه نیز به ابتکار آلمان غربی، ایتالیا و ژاپن با توجه به گزارش 5 اردیبهشت ماه دبیر کل در مورداعلام نظر گروه اعزامی به منطقه درباره استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ ایران و عراق به شدت ادامه به کارگیری از سلاح های شیمیایی را در جنگ محکوم کرد و از دیگر دولت ها نیز خواست تا صدور محصولات شیمیایی خود را به دو طرف جنگ به دلیل آنکه ممکن است در تولید سلاح های شیمیایی به کار گرفته شوند کنترل بیشتری کنند اما همچون دیگر قطع نامه های آن سازمان از عراق وجنایتهای حکام آن در جلبچه سخنی به میان نیاورد.

    به نظرمی رسد که این اقدام شورای امنیت درباره محکومیت استفاده ازسلاح های شمیایی به صورت کلی و بدون ذکر نام عراق، با توجه به وضعیت نابسامان این کشور در جنگ و جو غالب افکار عمومی در جهان تاثیر ایالات متحده و دیگر قدرتهای غربی حامی عراق، با این هدف صورت می گرفت که ایران و عراق را از این نظر در وضعیت یکسانی قرار داد. همانطور در جریان همایش امنیت خلیج فارس و جنگ ایران و عراق که در اردیبهشت ماه 1367 در واشنگتن برگذار شد ورنون والترز نماینده دائم ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل درباره تصویب قطعنامه 612 ابراز کرد ما هر گونه استفاده از سلاح های شیمیایی از سوی دو کشور ایران وعراق را محکوم می کنیم. این اقدامات درحالی صورت گرفت که طارق عزیز معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه عراق درسال 1986 درجریان سفر رسمی سه روزه خود به برزیل اعتراف کرده بود که عراق درجنگ علیه ایران بارها و در موارد مختلف از سلاح های شیمیایی استفاده کرده است.

    - بعد از چند روز از صدور قطعنامه 598، حمله هوایی و موشکی عراق به ایران

    از دیگر نکات در خورد توجه درباره قطع نامه 612 اینکه در حالیکه چند روز پیش از صدور این قطعنامه در فاصله روزهای 15 فروردین ماه تا اردیبهشت ماه سال 1367 طبق آمار رسمی 132 مورد حمله هوایی و موشکی به شهرهای مختلف کشورمان صورت گرفته بود و 1105 واحد مسکونی 140واحد تجاری، 6 واحد درمانی و 10 واحد آموزشی، 118 وسیله نقلیه و 11 مسجد وحسینیه صدمات کلی یا جزئی دیده که طی آن 540 نفر شهید و 2941 نفر مجروح شده بودند این قطعنامه به حملات مکرر عراق به اهداف غیر نظامی کشورمان هیچ گونه اشاره ای نکرده بود.

    در تاریخ 24 اردیبهشت ماه سال 1367 نیروی هوایی عراق با پشتیبانی نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس نفت کش های پهلو گرفته در جزیره لارک را هدف قرار دادند ضمن اینکه در 27 و 28 همین ماه نیز مناطق مسکونی سردشت، بانه ومریوان را بمباران شیمیایی کردند اما به رغم اعتراض رسمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران شورای امنیت در قطع نامه 619 خود مورخ 18 مرداد ماه سال 1367 هیچ توجهی به این موضوع نکرد و تنها خواهان اجرای بخش عملیاتی قطعنامه 598 و تشکیل گروه ناظر سازمان ملل (یونیماگ) برای یک دوره فعالیت شش ماه در منطقه شد.

    درتاریخ 4 شهریور ماه 1367 قطعنامه 620 شورای امنیت درحالی صادر شد که از مدتی پیش جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 598 را پذیرفته بود این قطعنامه با توجه به گزارش های هیات اعزامی دبیر کل سازمان ملل به منطقه از اینکه استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایران شدیدتر و بیشتر شده است ابراز تاسف می شد اما سایر بندهای قطعنامه به تکرار مفاد قطعنامه های پیشین می پرداخت و همچنان خبری از محکومیت عراق به واسطه نقض مقررات بین المللی نبود.

    قطعنامه های 631 مورخ 19 بهمن ماه سال 1367 و 642 مورخ 7 مهر سال 1368 نیز مطالب مهمی را در بر نداشتند و تنها به توصیه به دوطرف برای اجرای کامل مفاد قطعنامه 598 اکتفا می کردند ضمن اینکه ماموریت گروه نظارت سازمان ملل(یونیماگ) نیز در دورمرحله و درنهایت تا تاریخ 11فروردین ماه سال 1369تمدید شد هرچند این گروه نیز در اجرای بی طرفانه ماموریت خود چندان موفق نبود و در موارد متعدد از تایید نقض مواد قطع نامه 598 از سوی نیروهای عراقی خودداری کرد.

    ماهها پس از آتش بس، نیروهای عراقی همچنان در خاک ایران حضور داشتند ولی شورای امنیت بدون اینکه به طور مستقیم به این موضوع اشاره کند تنها از دو طرف درگیر می خواست که مفاد قطع نامه 598 را به اجرا در آورند. این در حالی بود که گروه نظارت سازمان ملل (یونیماگ) نیز در منطقه حاضر بود و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در گزارش های متعدد خود به طور مرتب تخلفات عراق را به اطلاع این سازمان و شخص دبیر کل می رساند تا اینکه با تغییر سیاست های منطقه ای عراق، این کشور قرار داد 1975 الجزایر را مجددا پذیرفت و از مناطق مزبور عقب نشینی کرد.

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۲
    محمد احمدپور
    دوشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۲۷ ب.ظ

    راهپیمایی فضایی

    گام‌های بزرگ در راهپیمایی فضایی

    امسال پنجاهمین سالگرد آغاز پیاده روی های فضایی بشر به شمار می آید. از این رو در گزارش پیش رو به ۷ پیاده روی مهم فضایی که در تاریخ جاودانه شده اند پرداخته ایم.

    پیاده روی فضایی

    نخستین پیاده روی روسها

    «الکسی لیونوف» روس نخستین پیاده روی تاریخ بشر را در سال ۱۹۶۵ انجام داد. او ۲۰ دقیقه در فضا شناور ماند و به دلیل بروز نقص فنی برای لباسش مجبور به توقف این مأموریت شد.

    پیاده روی فضایی

    نخستین پیاده روی آمریکایی

    تنها سه ماه پس از پیاده روی فضایی روسیه که به عنوان «نخستین» در تاریخ ثبت شد، فضانوردی به نام «اد وایت» از آمریکا نیز حدود ۲۰ دقیقه در فضا شناور ماند تا لقب نخستین فضانورد تاریخ آمریکا را بگیرد.

    پیاده روی فضایی

    دورترین  پیاده روی فضایی

    در مأموریتهای تاریخی آپولولهای ۱۵، ۱۶ و ۱۷ دورترین پیاده روی های تاریخ بشر به ثبت رسیده است.

    پیاده روی فضایی

    متفاوت ترین

    در سال ۱۹۸۴ «بروس مک کندلس» فضانورد ناسا سوار بر دستگاه «جت پک» پیاده روی فضایی متفاوتی را در جریان مأموریت STS-۴۱B تجربه کرد.

    پیاده روی فضایی

    کوتاه ترین

    این پیاده روی فضایی تنها ۱۴ دقیقه به طول انجامید. مایکل فرینک فضانورد ناسا در سال ۲۰۰۴ و درحالی که خارج از ایستگاه فضایی بین المللی مشغول انجام مأموریت از پیش برنامه ریزی شده بود به دلیل بروز نقص فنی در تجهیزات همراه مجبور به توقف فوری پیاده روی و بازگشت به ایستگاه فضایی بین المللی شد.

    پیاده روی فضایی

    طولانی ترین

    این اتفاق تاریخی در سال ۲۰۰۱ و در جریان مأموریت STS-۱۰۲ روی داد. «سوسان هلمز» و «جیم واس» ۸ ساعت و ۵۶ دقیقه پیاده روی فضایی در اطراف شاتل دیسکاوری و ایستگاه فضایی بین المللی انجام دادند.

    پیاده روی فضایی

    شلوغ ترین

    بخشی از مأموریت STS-۴۹ در سال ۱۹۹۲ که برای تعمیر ماهواره , Intelsat VI در نظر گرفته شده بود با حضور سه فضانورد انجام شد.

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۴ ، ۲۲:۲۷
    محمد احمدپور
    جمعه, ۱۵ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۰۸ ب.ظ

    جنگ جهانی اول

    جنگ جهانی اول قتل ولیعهد اتریش در سارایوو جرقه بروز جنگ اول بود

    روز بیست وهشتم ژوئن 1914 " آرشیدوک فرانسوا فردیناند" ولیعهد اتریش ومجارستان وفرمانده کل نیروهای مسلح دو کشور ، به همراه همسرش هنگام دیدارازشهر( سارایوو) در یوگسلاوی  فعلی به قتل رسید و همین موضوع باعث بروز جنگ بین الملل اول گردید. نام قاتل( کارویلوپرینسیپ) ، دانشجویی نوزده ساله بود. او عمل خود را انتقامی برای اعمال زور و فشار به صربستان قلمداد کرد و چون کمتر از بیست سال داشت محکوم به مرگ نشد، لیکن در 28 آوریل 1918 بر اثر بیماری سل با همسرش در زندان درگذشت.

    جنگ جهانی اول از سال 1914 تا 1918 به طول انجامید. در این جنگ طرفین متخاصم عبارت بودند از متحدین یعنی: آلمان ،  اتریش و هنگری ( مجارها) که بعدها ترکیه عثمانی و بلغارستان نیز بدانها پیوستند و متفقین یعنی : فرانسه ، انگلیس ،  روسیه ، بلژیک ، صربستان و ژاپن سپس ایتالیا، رومانی، پرتغال، یونان و ممالک متحده آمریکا.

    در سوم آگوست 1914 ، دولت آلمان از بلژیک درخواست کرد تا نیروهای جنگی خود را علیه فرانسه از این کشور عبور دهد ،  لیکن دولت بلژیک این تقاضا را رد کرد. بنابراین نیروهای آلمان از مرزهای بلژیک عبور کرده و وارد این کشور شدند. لذا انگلستان برای نقض بی طرفی بلژیک به آلمان و در دوازدهم همین ماه به اتریش و مجارستان نیز اعلام جنگ نمود . به دنبال آن در ششم آگوست ، دولت صربستان نیز به آلمان اعلام جنگ کرد.

    همچنین در اول ماه آگوست، آلمان به روسیه و ترکیه عثمانی اعلام جنگ نمود. نیروهای آلمان در همین روز به کشور لوکزامبورگ در اروپای باختری حمله کرده آن را اشغال کردند و در پی آن فرانسه نیز به اطریش و مجارستان اعلام جنگ نمود. در سی ام ماه آگوست قسمتی از ارتش روسیه توسط آلمان ها نابود شد که نود هزار روسی اسیر گردیدند. در این جنگ فرمانده قشون آلمان ، ژنرال هیندنبورگ بود.

    درماه سپتامبرنیروهای آلمان به فرماندهی " اریش فون فالکن هاین" تا مرز پاریس پیشروی کردند و ( جوزف جفری) فرمانده ارتش فرانسه فرمان حمله عمومی داد. در 28 اکتبر همین سال دولت ترکیه عثمانی به روسیه حمله کرد و در پی آن فرانسه و انگلستان به این دولت اعلام جنگ نمودند.

    در بیست و دوم آوریل 1915 در جبهه غربی ، آلمان ها برای اولین بار از سلاح شیمیایی استفاده کردند. این سلاح یک گاز کلر بود و بسیاری از سربازان فرانسوی از پا در آمدند.

    در سیزدهم ماه مه ، کشتی مسافری انگلیسی به نام ( لوستیانا) توسط آلمان ها غرق شد.

    در این حادثه 1198 نفر کشته شدند که در میان آنان 128 نفر آمریکایی بودند. به همین دلیل دولت آمریکا اعتراض شدید اللحنی برای دولت آلمان فرستاد. دولت آلمان معتقد بود که در این کشتی ، تجهیزات جنگی برای انگلستان حمل می شده است. رئیس جمهوری آمریکا ( تئودور روزولت) خواهان جنگ علیه آلمان شد.

    درسیزدهم ماه جولای ، حملات تهاجمی آلمان و اتریش به لهستان آغاز گشت. همچنین در بیست و یکم آگوست، ایتالیا به ترکیه عثمانی اعلام جنگ نمود و درچهاردهم سپتامبرآلمان، اتریش، مجارستان ، بلغارستان و ترکیه عثمانی پیمان چند جانبه ای را منعقد ساختند.

    درنهم مارس 1916 ، آلمان به کشور پرتغال اعلام جنگ نمود. در ماه مه ، آلمان ها به میزان 115000 عدد از کشتی های جنگی انگلیسی را منهدم کردند و 6900 سرباز انگلیسی کشته شدند. در مقابل آلمان نیز 62000 تن کشتی از دست داد و 2900 سرباز آلمانی کشته شدند.

    در بیستم جولای " هیندنبورک "  فرمانده ارتش آلمان درجبهه شرق گردید. به همین دلیل قسمت اعظم نیروهای اتریشی تحت فرماندهی هیندنبورک و ( لودندورف) ژنرال دیگر آلمانی درآمدند.

    همچنین دربیست و هشتم جولای ، ایتالیا به آلمان اعلام جنگ نمود. در ضمن رومانی به اتریش و مجارستان و نیزآلمان به رومانی و دراول سپتامبر بلغارستان به رومانی و در بیست و ششم نوامبر کشور یونان به آلمان اعلام جنگ نمودند.

    در سی ام دسامبر ، کاپیتان آلمانی" فلیکس گراف فون لوکنر" که به او شیطان دریا لقب داده بودند توسط کشتی جنگی خود بیست وسه کشتی متفقین را در دریاهای آتلانتیک و پاسیفیک غرق نمود.

    درششم آوریل 1917 آمریکا به آلمان اعلام جنگ نمود و در هشتم دسامبر همین سال به اتریش و مجارستان نیز اعلام جنگ کرد.

    درماه آگوست سال 1918حدود 54 هزار نفر سرباز آمریکایی به نفع متفقین وارد جنگ شدند. دراین زمان آلمانها درتمام جبهه ها می جنگیدند و چون اتریش و متحدانش نیز متحمل خسارات سنگین  شده و از ادامه جنگ ناتوان بودند، آلمان ناچار تقاضای صلح کرد.

    بنابراین دربیست و دوم اکتبر سال 1918 ، رسماً جنگ جهانی اول با شکست آلمان پایان یافت و ویلهلم دوم امپراتور آلمان به هلند متواری شد و دولت هلند به او حق پناهندگی داد.

    سلاح جنگی ( تانک) در بحبوحه جنگ توسط (سرارنست سونتین) اختراع شد.

    امضاء قرارداد آتش بس

    در یازدهم نوامبر 1918 در یک واگن راه آهن در جنگ های ( گومپیگنه) مارشال فرانسوی( فردیناند فوش) مذاکرات برقراری آتش بس و شرایط متفقین را به شرح زیر به هیئت ویژه آلمانی دیکته کرد:

    1- آلمانی ها باید نواحی اشغال شده در فرانسه به علاوه الزاس – لوترینگن(Lothringen Elsass) ، بلژیک و لوکزامبورگ را ظرف مدت چهارده روز ترک نماید.

    2- نیروهای آلمانی باید ظرف مدت یک ماه قسمت چپ ناحیه راین (Rhein) را تخلیه کنند . نیروهای متفقین پل های ماینز (Mainz)، کوبلنز(koblenz)، و کلن(Koln) را اشغال نمایند.

    3- ارتش آلمان 5000 قبضه توپ، 25000 قبضه اسلحه و 1700 هواپیمای شکاری بمب افکن را به متفقین واگذار نماید.

    4-  آلمان ها باید حداکثر ظرف مدت یک ماه5000 لوکوموتیو، 150000 واگن راه آهن و 5000 کامیون را به متفقین واگذار نمایند.

    5- آلمان تمام اسرای جنگی متفقین را باید بلافاصله آزاد کند. زمان بازگشت اسرای آلمانی به میهن خود، ابتدا در جریان مذاکرات صلح معین خواهد شد.

    6-  آلمانی ها باید در شرق، نیروهای خود را تا پشت مرزهای موجود در سال 1914 عقب بکشند. زمان عقب نشینی نیروها را متفقین بعداً اعلام خواهند کرد.

    7- متفقین دارای حق ورود به شهرهای دانزیگ (Danzing) و وایکسل(Weichscl) می باشند تا بتوانند نظم را درشرق اروپای مرکزی حفظ نمایند.

    8- کل نیروی دریائی آلمان باید با نظارت متفقین خلع سلاح گردد.

    9- بلوکه بندرهای آلمانی همچنان پابرجای باقی خواهد ماند. بدین ترتیب جلوگیری از حمل مواد غذائی به آلمان توسط نیروهای متفقین، همچنان پس از مذاکرات برای پایان جنگ باقی خواهد ماند.

    سرانجام این عهدنامه با عهدنامه " ورسای "  ، تلفیق شد و به پیروزی دولت های متفق  مهر تایید زد .  این جنگ ، خسارات بسیار زیاد جانی ومالی بر جای نهاد و مدت 1565 روز طول کشید . در طول این مدت  حدود 65 میلیون نفر بسیج شده بودند ؛ از این عده حدود 9 میلیون نفر کشته شدند ، حدود 22 میلیون نفر ( به نسبت یک سوم ) معلول و از کار افتاده  و 7 میلیون نفر برای همیشه معلول و ناقص شدند . این جنگ حدود 5 میلیون نفر مفقود نیز بر جای گذاشت .

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۴ ، ۲۰:۰۸
    محمد احمدپور
    چهارشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۰۲ ب.ظ

    کورش کبیر

    کوروش دوم (به پارسی باستان𐎤𐎢𐎽𐎢𐏁) که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند.

    دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند؛ ولی فقط یکی از آنها را معتبر می‌داند. طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان‌های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می‌شده‌است.

    کوروش ابتدا علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.

    در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش‌گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکدنصر از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد.

    استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی‌است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.

    هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگت‌ها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می‌کند، دو لوح و سند گلی یافت‌شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌است.

    پیش از سال ۵۵۰ قبل از میلاد پارس‌ها نقش به سزایی در تحولات دنیا بازی نمی‌کردند اما در این سال پیروزی‌ها و فتوحات کوروش بر سلاطین همسایه آغاز گردید. کوروش یک نظامی نابغه بود، به طوری که بین سال‌های ۵۵۰ تا ۵۳۹ پیش از میلاد با فرماندهی موفق لشکریانش پیروزی‌های متعددی کسب نمود. گستردگی پهنه حکومت کوروش تا سال ۵۳۹ پیش از میلاد از شرق، رود سند در هندوستان و از غرب، آناتولی بود. این قلمرو حکومتی ۳۲۰۰ کیلومتر طول داشت.

    دانلود کتاب کورش نامه 

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۴ ، ۲۳:۰۲
    محمد احمدپور
    جمعه, ۸ آبان ۱۳۹۴، ۰۴:۱۵ ب.ظ

    تاریخچه ساعت در ایران

    تاریخچه زمان و ساعت

    نخستین اندیشه در مورد زمان و ساعت به دوره پارینه سنگی برمیگردد. حضور خورشید در آسمان و تکرار روز و شب اندیشه ساخت نخستین ابزار برای سنجش زمان را در انسان ایجاد کرد و به این ترتیب ساعتهای آفتابی به عنوان اولین ساعتهای ساخته شده و با درک بهتر انسان از کارایی کره آسمانی پیشرفت بیشتری کرد. مصریان قدیم بر اساس طلوع دوازده ستاره، شب را به دوازده مرحله ی زمانی تقسیم کردند. آنها روز را نیز به دوازده قسمت تقسیم کردند. شبانه روز بیست و چهار ساعت ما بر پایه ی تقسیمات شب روز مصریان است. مصریان همچنین با قطعات چوبی همراه با عقربه، ساعتهای آفتابی میساختند. تعیین عدد پایه 60 برای ساعت، از یادگارهای بابلی ها در حدود شش قرن قبل از میلاد بشمار می رود. علت انتخاب عدد 60 توسط بابلی ها به عنوان عدد پایه قابل تقسیم بودن عدد 60 به اعداد 1 ، 2 ، 3 ، 5 ، 6 ، 10 ، 15 ، 20 و 30 است، لذا این عدد را پایه در نظر گرفته و مبنای تقسیم بندی ساعت قرار دادند. از دیگر انواع ساعت های اولیه میتوان به ساعت آبی، شمعی، آتشی و شنی اشاره کرد.
    با پیشرفت علم و دانش بشری، به تدریج ساعتهای دقیق تر مکانیکی، وزنه ای، فنردار، باطری دار و کامپیوتری جای ساعتهای آبی، آفتابی و ماسه ای را گرفتند. مخصوصا از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه اندازی چرخ دندانه دار، که به ساعت شمار و دقیقه حتی ثانیه شمار متصل بود. تکنولوژی امروزی، انسان را قادر ساخته ساعتهای بسیار ظریف و دقیق مکانیکی و تمام الکترونیکی، کامپیوتری و حتی اتمی بسازد.
     

     



    تاریخچه صنعت ساعت در ایران

    ایرانیان از زمانهای دور با واحد های زمانی آشنایی داشته و شبانه روز زا به یکه های زمانی تقسیم کرده اند.
    "پاس" از واحدهای اصلی زمان سنجی شبانه روزی بوده و بررسی برخی اشعار فردوسی که در آن این واژه به کار گرفته شده است نشان میدهد که احتمالا هر پاس شبانه روز با یک ساعت امروزی باربری داشته است. تعداد و گونه های ساعت ساخته شده و متداول در ایران (که برخی از آنها منحصرا نو آوری ایرانیان بودن است) بسیار فرآوان و پرشمار هستند. از ساعتهای خورشیدی تا ساعت های شنی و آتشی، ساعتهای آبی و مکانیکی، بسیاری از بناهای باستانی و به ویژه برج های یادمانی، کارکردی چند منظوره دارند که یکی از کاربردهای آنها تعیین وقت و هنگام است.
    یکی از نخستین دستگاههای زمان سنجس "پنگان" نامیده میشود که در آبیاری برای تقسیم زمان استفاده می شده است.
    در مجموعه آثار تخت جمشید نیز در طرز ساخت ساختمان برخی کاخهای هخامنشی نکاتی رعایت شده است در دوره ساسانیان نیز در مورد تاریخچه ساعت در کتاب تاریخ علم در ایران چنین نوشته شده است "در عصر ساسانیان در برخی از کاخها دستگاههایی کار گذاشته شده بود که حرکات ستارگان و خورشید را بازسازی میکرده و سپری شده زمان را نشان میداده است."
    اما در زمینه ساخت ساعت های مکانیکی نیز ایرانیان سابقه و دستاوردهای درخشان دارند. در قرن 2 و 3 هجری قمری حبش بن عبدالله مروزی ملقب به حبش حاسب در دانش ساعت سازی و نجوم در ایران متخصص بوده است خاندان بنوموسی، ابن جزری، ابن شاطر و ابن ساعاتی از بزرگترین ساعت سازان تاریخ ایران بوده اند. این ساعتها، سالهای مدیدی در استان فارس ساخته میشد و سپس تکنولوژی ساخت آن نیز از آنجا به بیزانس و اروپا منتقل شد.
    اقتباس غربیان از سنت های ساخت ابزارهای زمان سنجی ایرانی سابقه ای دراز دارد. هرودت گزارش کرده است که گروهی از دانشمندان یونان، سنت تقسیم دوازده گانه شب و روز و شیوه ساخت ابزارهای زمانسنجی همچون تقویم های آفتابی و شاخص های خورشیدی را از ایرانیان به یونان بردند.
    "اسطرلاب" نیز یکی دیگر از ابزارهای علمی اندازه گیری بوده است که علاوه بر کارکردهای فرآوان آن، برای اندازه گیری وقت و زمان نیز کاربرد داشته است
    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۴ ، ۱۶:۱۵
    محمد احمدپور
    دوشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۳۸ ب.ظ

    کتاب هفته دوم

    و اما کتاب این هفته :سلجوقنامه

    توضیحات تکمیلی:

    سلجوق‌نامه، تاریخ سلسله سلجوقیان...

    ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۸
    محمد احمدپور