به سوی آینده وفراتر از آن

۱۲ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

سه شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۲۱ ب.ظ

کتاب هفته اول

"با سلام خدمت دوستان"
از این هفته به بعد هر هفته کتابی را در یکی از زمینه های تاریخ،جغرافیا و مدنی به شما معرفی میکنم که مناسب خواندن باشد.
لطفا برای اطلاعات بیشتر بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ادامه مطلب بروید



عکس کتاب 1
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۹:۲۱
محمد احمدپور
يكشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۳۱ ب.ظ

ارش کمانگیر

arash-the-archer(2)

مشخصات آرش کمانگیر:

نام اصلی: آرش کمانگیر یا آرش تیرانداز

پیشه: پهلوان

محل تولد: بروگرد(بروجرد کنونی)

ملیت: ایرانی

بیوگرافی آرش کمانگیر:

آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطوره‌های کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطوره‌است.
اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده‌است. در کتاب‌های پهلوی و نیز در کتاب‌های تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش می‌داند.

در اوستا آرش را اِرِخشه خوانده‌اند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کرده‌اند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». در اوستا بهترین تیرانداز ارخش نامیده شده‌است که گمان بر این است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانسته‌اند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تیر و کمان دشمن را (به احتمال زیاد سکاها را) از مرز ایران دور کرده‌است.

arash-the-archer(3)

آرش در فرهنگ دهخدا:

نام پهلوانی کماندار از لشکر منوچهر. منوچهر در آخر دوره حکمرانی خویش از جنگ با فرمانروای توران، افراسیاب، ناگزیر گردید. نخست غلبه افراسیاب را بود و منوچهر به مازندران پناهید لکن سپس بر آن نهادند که دلاوری ایرانی تیری گشاد دهد و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد، آرش نام پهلوان ایرانی از قله دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و بکنار جیحون فرود آمد و جیحون حدّ شناخته شد. در اوستا بهترین تیرانداز را «اِرِخ ِش َ» نامیده و گمان می‌رود که مراد همان آرش است . طبری این کماندار را «آرش شاتین » می‌نامد و نولدکه حدس می‌زند این کلمه تصحیف جمله اوستائی «خَشووی ایشو» باشدچه معنی آن «خداوند تیر شتابنده » است که صفت یا لقب آرش بوده‌است. و بروایت دیگر رب النوع زمین (اسفندارمذ) تیر و کمانی به آرش داد و گفت این تیر دورپرتاب است لکن هرکه آن را بیفکند بجای بمیرد. و آرش با این آگاهی تن بمرگ درداد و تیر اسفندارمذ را برای سعه و بسط مرز ایران بدان صورت که گفتیم بیفکند و درحال بمرد. (از تاریخ ایران باستان حسن پیرنیا):

چون کار بقفل و بند تقدیر افتد
از جیب خرد کلید تدبیر افتد
آرش گهرم ولی چو برگردد بخت
در معرکه پیکان و پر از تیر افتد (خسروی)
از آن خوانند آرش را کمانگیر
که از آمل بمرو انداخت یک تیر
ترا زیبد نه آرش را سواری
که صدفرسنگ بگذشتی ز ساری (ویس و رامین)

و افراسیاب تاختن‌ها آورد و منوچهر چند بار زال را پذیره فرستاد تا ایشان را از جیحون زانسوتر کرده، پس یک راه افراسیاب با سپاهی بی اندازه بیامد و چند سال منوچهر را حصار داد اندر طبرستان و سام و زال غائب بودند و در آخرصلح افتاد به تیر انداختن آرش و از قلعه آمل با عقبه مزدوران برسید و آن مرز [ را ] توران خوانده‌اند. (مجمل التواریخ ) .

arash-the-archer(1)

داستان آرش

در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود.

پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روایت‌ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می‌رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.
بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره‌های جهان دانسته‌اند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۹:۳۱
محمد احمدپور
يكشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۲۶ ب.ظ

پوریا ولی


زندگینامه و عکس پهلوان پوریای ولی (محمود خوارزمی)

نام و لقب

نام آن چنانکه دانسته است، پهلوان محمود خوارزمی است و در شعر به قتالی تخلص می‌کرد.پوریای ولی (نام‌های دیگر: پوربای ولی، محمود خوارزمی، پریار) پهلوان، صوفی و شاعر ایرانی است که در ورزش‌های زورخانه‌ای پیشینه زیادی داشته‌است.

اما درباره لقبش (پوریای ولی) اختلاف کرده‌اند. برخی گفته‌اند اصل آن “پوربای ولی” است؛ بای لقب او در ترکی به معنی بزرگ، و ولی نام پدرش یا اشاره‌ای به مقام پیشوایی و قطبیت او است. برخی نیز ولی را نام خود او و بای را همان بیگ ترکی، لقب پدرش دانسته‌اند.

کمال‌الدین حسین گازرگاهی، مؤلف مجالس العشاق، که نزدیک‌ترین تذکره نویس به زمان پوریای ولی است، لقبش را “پریار” یاد کرده است. نویسنده کتاب «تاریخ ورزش باستانی ایران، زورخانه» بر این نظر است که پوریا ترکیبی از دو کلمه پری و یار است و بر کسانی اطلاق می‌شده که در انجام کارهای شگفت‌انگیز ممتاز بوده‌اند.


زادگاه

نویسندگان درباره زادگاه او نیز اختلاف کرده‌اند. برخی او را از مردم اورگنج (از شهرهای خوارزم)، برخی از مردم گنجه و برخی دیگر، بر اساس طوماری قدیمی به جا مانده از دوره صفوی، او را از مردم سلماس و خوی دانسته‌اند.

champion-pourya-ye-vali-photo-biography4

زندگینامه

پوریای ولی در جوانی کشتی می‌گرفت و پیشه پوستین‌دوزی و کلاه‌دوزی داشت. در همان زمان جوانی، به شهرهای گوناگون آسیای میانه، ایران و هندوستان سفر کرد و همه جا کشتی گرفت و به پهلوانی نام یافت. درباره دگرگونی روحی پوریای ولی روایت‌های فراوان آورده‌اند. بطور کلی زندگی پوریای ولی با افسانه درآمیخته است.

پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران نمونه‌ای از اخلاق، پایمردی و جوانمردی است و نه تنها در مقام یک پهلوان، بلکه در مقام یک قدیس در میان مردم جایگاهی والا دارد.

champion-pourya-ye-vali-photo-biography5

آرامگاه

مقبرهٔ او در شهر خیوه ، ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورگنج مرکز استان خوارزم ازبکستان می‌باشد. این مقبره خود یک مجموعهٔ فرهنگی – تاریخی است و در فاصلهٔ قرن های هشتم تا چهاردهم هجری (۱۴ تا ۲۰ میلادی) برای بزرگداشت نام پهلوان محمود ساخته شده است. چنانکه در آن نواحی رسم بر این است که پس از مراسم ازدواج برای تبرک به زیارت آرامگاه او می‌روند.

شهرت پوریای ولی تنها به دلیل پهلوانی‌هایش نیست بلکه مردم منطقه او را به داشتن ویژگی‌های نیکوی اخلاقیِ معلم، مرشد، صوفی و مرد خدا می‌شناسند. آرامگاه او از پر رونق‌ترین مکان‌ها در منطقه است که هر روز مردم کثیری از اطراف فرارود و به ویژه خوارزم برای زیارت و راز و نیاز با خدای خود به آنجا می‌روند. گفتنی است که در ایشان قلعه امیران و صاحب منصبان زیادی مدفون‌اند اما امروزه از هیچ یک از آنها نامی برده نمی‌شود و تنها نام پهلوان محمود پوریای ولی و آرامگاهش همچنان زنده است.

champion-pourya-ye-vali-photo-biography3

زایش و مرگ

سال دقیق ولادت او و مدّت عمرش معلوم نیست، امّا در کتاب های مختلف مرگ او را سال ۷۲۲ه.ق ذکر کرده اند. ولی با توجّه به اینکه زمان سرودن کنزالحقایق را ۷۰۳ هجری یاد کرده‌اند و بنا به اظهار خودش:

چه خفتی عمر بر پنجاه آمد

کنون بیدار شو گرگاه آمد

می توان گفت که سال تولد او باید ۶۵۳ هجری بوده باشد.

علاوه بر رباعیاتی که از وی باقی مانده است ، برخی معتقدند مثنوی کنزالحقایق نیز از آنِ اوست. این مثنوی در سال ۷۰۳ سروده شده است.

champion-pourya-ye-vali-photo-biography1

آثار

مثنوی کنزالحقایق

این مثنوی در پنج مقاله و ۱۳۲۰ بیت سروده شده. زمان سرودن این اثر را در سال ۷۰۳ هجری یاد کرده‌اند.

مجموعه رباعیات پوریای ولی

شعر پوریای ولی ساده و به دور از پیچ و تاب‌های مرسوم است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۹:۲۶
محمد احمدپور
يكشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۸ ب.ظ

اشنایی با برج ایفل

آشنایی با برج ایفل - فرانسه

اجتماع > سفر - همشهری آنلاین:
برج‌ ایفل به مناسبت صدمین سالگرد جشن انقلاب فرانسه در پاریس نصب شد

این برج که در سال 1889 (صدمین سالگرد جشن انقلاب فرانسه) افتتاح شد از همان زمان به عنوان یکی از نمادهای فرانسهبه رسمیت شناخته شده است.

برای ساخت این برج طراحان بسیاری طرح‌های خود را ارائه دادند که در نهایت "گوستاو ایفل" که سازنده پل بود و هم اکنون نامش نیز بر روی این برج گذاشته شده است با وجود مخالفت‌های بسیار چندین تن توانست طرح خود را به اثبات برساند.

گفته می‌شود برای ساخت این برج حدود 300 کارگر به مدت دو سال و دو ماه متوالی کار کردند تا در نهایت در سال 1889 این برج که حدود 324 متر ارتفاع دارد، افتتاح شد و اکنون نیز با گذشت سال‌ها، هر7 سال یکبار با مصرف 50 تن رنگ آن را به تمیزترین شکل نگه می‌دارند و با 3521000 وات برق روشنایی آن را تامین می‌کنند.

این برج با 1665 پله سالانه هزاران هزار بازدید کننده را به شهر پاریس می‌کشاند که البته آنها می‌توانند با وجود پله‌های بسیار زیاد، از طبقه دوم به بعد را با آسانسور به طبقه آخر بروند.

برای آسانسور این برج برنامه منظمی تهیه دیده شده است که تعمیرات آن به موقع انجام شود. طبق آنچه برآورد شده است این پل حدود 7300 تن وزن دارد که مطمئنا نگهداری آن و جا به جا شدن صدها هزار گردشگر باید بر طبق امنیت صورت پذیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۹:۱۸
محمد احمدپور
شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۳۹ ب.ظ

تاریخچه المپیک

آشنایی با تاریخچه المپیک

فرهنگ و هنر > تاریخ - همشهری آنلاین:
اولین دوره بازی‌های المپیک، 776 سال قبل از میلاد بوسیله افیتوس و با آرزوی برقراری صلح در محلی به نام المپیا برگزار شد.

در بازی‌های المپیک باستان ورزشکاران در رشته‌های کشتی، مشت‌زنی، اسب‌سواری، ارابه‌رانی و دویدن با اسلحه مسابقه می‌دادند. قهرمانان تاجی از برگ های درخت زیتون برسر می‌گذاشتند و اجازه داشتند مجسمه خود را در المپیا نصب کنند.

از جشن‌های معروف یونانیان جشن المپیک بوده است که اغلب بخاطر پیروزی در جنگ یا بزرگداشت روزهای تولد و مرگ پادشاهان و بزرگان هر 4 سال یکبار برگزار می‌شد.

more  کمیته بین‌المللی المپیک / کمیته ملی المپیک / آکادمی ملی المپیک و پارالمپیک / تاریخچه پارالمپیک / پرچم المپیک / تاریخچه دهکده‌ المپیک / مدال المپیک پکن /المپیک 2012 / پارالمپیک 2012 لندن /

با غلبه رومیان بر یونانیان بازی‌های المپیک شکوه خود را از دست داد و صحنه رقابت‌های انسانی گذشته به میدان کارزارهای خونین و نبرد گلادیاتورها با هم، و نبرد انسان با حیوان تبدیل شد. در سال 394 میلادی به فرمان تئو دو سیوس پادشاه روم برگزاری مسابقات المپیک برای همیشه ممنوع و به همین دلیل بازی‌های المپیک به دو دوره باستان و نوین تقسیم شد.

بازیهای المپیک باستان از سال 776 پیش از میلاد آغاز  و تا سال 394 بعد از میلاد ادامه داشت و المپیک نوین از سال 1896 آغاز شد.

در تابستان سال 776 پیش از میلاد 45 هزار یونانی در بعد از ظهر یک روز تابستانی در ورزشگاهی وسیع ضمن شادی بسیار، کروئبوس آشپز مقیم آلیس را که در مسابقه دوی سرعت حریفان خود را پشت‌سر گذاشت و قهرمان شد؛ تشویق کردند. طول این مسابقه تقریبا 200 یارد بود و او نخستین مرد پیروز در مسابقه‌های المپیک است.

المپیک باستان در محلی به نام المپیا - محلی که پناهگاه مقدس اساطیر یونان بوده و بر قله‌های کوه المپیوس قرار داشت - برگزار می‌شد.

مراسم جشن با تشریفات خاص از جمله رژه ورزشکاران و مسابقه‌های ورزشی توام با مسابقه‌های موسیقی و هنری انجام می‌شد. هدف اصلی از برگزاری این جشن‌ها حفظ تندرستی و پرورش بدن نبود، بلکه از تشریفات مذهبی توام با عملیات بدنی و بخاطر پیروزی‌های جنگی انجام می‌شد.

با وجود این، رهبران و اداره‌کنندگان دریافته بودند که انجام جشن‌های المپیک نقش بزرگی در رفع اختلافات داخلی و خارجی ایفا کرده است و چه بسا پادشاهان نقاط مختلف در این مراسم گرد هم جمع می‌شدند و کلیه اختلافات خود را کنار می‌گذاردند.

بازی‌های المپیک باستان ابتدا فقط در یونان انجام می‌شد و تنها یونانیان اصیل می‌توانستند در آن شرکت کنند. از شروع بازیهای المپیک تا کنون 315 دوره المپیک برگزار شده است. در ابتدا زنها را حتی برای تماشای بازی‌ها راه نمی‌دادند، لذا از هیپو دامیاری بخاطر تلاشی که برای شرکت بانوان در المپیک انجام داد، بعنوان موسس المپیک بانوان یاد می‌شود.

در بازی‌های المپیک ابتدا داوران سوگند یادمی‌کردند که مقررات را با رعایت عدالت و در نظر گرفتن انصاف و حقیقت به مرحله اجرا درآورند، سپس ورزشکاران سوگند یادمی‌کردند که تابع قوانین و مقررات بوده و از اصول المپیک تبعیت کنند و بعد از آنکه ورزشکاران رژه می‌رفتند بازی‌ها آغاز می‌شد. در پایان به هر یک از برندگان علاوه بر تاج گلی که بر سرشان می‌نهادند، یک شاخه نخل می‌دادند و مراسم اختتامیه بصورت شکرگزاری و نیایش پایان می‌یافت.

1896 آغاز المپیک نوین:

از سال 394 که بازی‌های المپیک به دستور تئودوسیوس تعطیل شد تا سال 1896 که بازی‌های المپیک نوین آغاز شد، بازی‌های المپیک فراموش شده بود.

در این مدت تلاش‌های زیادی برای احیای المپیا که در زیر خاک مدفون شده بود انجام گرفت(وقوع دو زلزله منطقه المپیا را کاملا از بین برد) تا ایتکه تلاش‌های دولت یونانو فرانسه بالاخره در سال 1892 موثر واقع شد.

در اواخر قرن نوزدهم با تلاش  بارون پیر دو کوبرتن فرانسوی مسابقات المپیک دوره نوین خود را آغاز کرد. در سال 1892 پس از آنکه از دولت خواست تا وی را در اجرا و احیای بازیهای المپیک یاری کند، برنامه و آئین‌نامه عظیمی را در این مورد به اتحادیه ورزشی پاریس ارسال کرد و بلا فاصله، خود از طرف دولت فرانسه به ریاست اتحادیه برگزیده شد و برای بدست آوردن پشتیبان به کشورهای اروپائی مسافرت کرد.

در سال 1896 کنگره المپیک تشکیل شد و کوبرتن مورد حمایت کشورهای شرکت کننده قرارگرفت. در این کنگره قرار شد بازیها هر 4 سال یکبار در یکی از کشورهای بزرگ برگزار شود و کمیته‌ای به نام کمیته بین‌المللی المپیک که نظارت کامل و دقیقی بر بازیها داشته باشد، تشکیل گردد. بالاخره بازیهای المپیک در سال 1896 دوباره در آتن شروع شد.

پرچم و شعار المپیک:

زمینه پرچم المپیک سفید بوده و در اطراف دارای حاشیه نمی‌باشد. در وسط آن 5 حلقه به عنوان سمبل المپیک با 5 رنگ قرار گرفته است. رنگ حلقه‌ها از چپ به راست به ترتیب آبی، زرد، سیاه، سبز و قرمز است. پرچمی که در سال 1914 توسط پیردوکوبرتن به کنگره پاریس عرضه شد، نمونه قراردادی پرچم المپیک است.

پرچم و نماد المپیک مظهر اتحاد 5 قاره و تجمع قهرمانان سراسر نقاط جهان در بازیهای المپیک است که بر طبق آرمان دوکوبرتن با رعایت اصل دوستی به مسابقه‌های برابر و صادقانه می‌پردازند. شعار المپیک Citius ,Altius ,Fortius (سریعتر، قوی‌تر، بالاتر) بیانگر آمال نهضت المپیک است.

آتش المپیک:

در مورد آتش المپیک تاریخ از شخصی یاد می‌کند که در نبرد سهمگین پلانته در سال 479 قبل از میلاد بطور معجزه آسایی جان سالم به در برد و از آنجا که در چنین سرنوشتی خود را مدیون لطف و کرامات خدا می‌دانست و در قبال این حیات دوباره می‌خواست شکرگزاری کند، بدین سبب از معبد آپولون آتش مقدس را با دو به محل تولد خود آورد.

هدف المپیک:

هدف در بازیهای المپیک شرکت در مسابقات است نه پیروزی. اساس آن بر پیروزی استوار نیست، بلکه خوب مبارزه کردن اصل است. ورزشکاران جهان برای بدست آوردن اهداف سریعتر، قویتر و بالاتر بدون توجه به ملیت، مذهب و نژاد پیکار می‌کنند و شعار کوبرتن را مبنی بر در صفا زیستن، در صفا مبارزه کردن و به نیروی جسمانی خود صدمه نزدن را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند.

دوره‌های برگزاری المپیک نوین:

  • 1896- آتن (یونان)
  • 1900- پاریس (فرانسه)
  • 1904 - سنت لوئیس (آمریکا)
  • 1908 - لندن (انگلستان)
  • 1912 - استکهلم (سوئد)
  • 1916 به خاطر جنگ جهانی اول برگزار نشد
  • 1920- آنتورپ (بلژیک)
  • 1924 – پاریس (فرانسه)
  • 1928 - آمستردام (هلند)
  • 1932 - لوس‌آنجلس (آمریکا)
  • 1936 - برلین (آلمان)
  • 1940 به خاطر جنگ جهانی دوم برگزار نشد
  • 1944 به خاطر جنگ جهانی دوم برگزار نشد
  • 1948 - لندن (انگلستان)
  • 1952 – هلسینکی (فنلاند)
  • 1956 – ملبورن (استرالیا)
  • 1960 – رم (ایتالیا)
  • 1964 – توکیو (ژاپن)
  • 1968 – مکزیکوسیتی (مکزیک)
  • 1972 – مونیخ (آلمان)
  • 1976 – مونترآل (کانادا)
  • 1980 – مسکو (اتحاد جماهیر شوروی)
  • 1984 – لس‌آنجلس (آمریکا)
  • 1988 – سئول (کره‌جنوبی)
  • 1992 – بارسلون (اسپانیا)
  • 1996 – آتلانتا (آمریکا)
  • 2000 – سیدنی (استرالیا)
  • 2004 – آتن (یونان)
  • 2008 – پکن (چین)
  • 2012- لندن (انگلستان)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۴ ، ۲۱:۳۹
محمد احمدپور
دوشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۹ ب.ظ

تاریخچه پرچم ایران

پرچم ایران، به رنگ‌های سبز، سفید، و قرمز، درمیان این سه رنگ بسته به نوع حکومت‌هایی که بر ایران فرمان‌روایی کرده‌اند گاه شیر و خورشید - که قدمت بیشتری دارد - و گاه سفید (بدون نشان) قرار گرفته‌است، درحال حاضر و بعد از انقلاب 1357 هجری شمسی ایران نشانی که بیان‌گر «الله» و شعار «لا اله الا الله» است به رنگ قرمز در میان پرچم و روی رنگ سفید قرار گرفته‌است، همچنین 22 «الله‌اکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز 22 بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز قرار گرفته‌است.

 

 

معنای رنگ‌های پرچم

سبز - نشانه خرمی و دوستی
سفید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)
قرمز - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)
این سه رنگ از دیر باز در نمادهای ایرانی بکار می‌رفته‌اند. برای نمونه در نگاره‌هایی که از کاخ‌های شوش بدست آمده‌است این سه رنگ را با این ترتیب می‌توان دید.

 

درفش کاویانی

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی‌دهاک (ضحاک) برمی‌گردد. در آن هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و در و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد. نخستین رنگ‌های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه‌ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله تازیان به ایران، به ویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌گفتند؛
محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک می‌نویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود. ابوالحسن مسعودی نیز در مروج اهب به همین موضوع اشاره می‌کند.
به روایت بیشتر کتاب‌های تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می‌رسید، تعدادی جواهر بر آن می‌افزود. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند درگرفت، درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور «بهارستان» نزد عمر بن خطاب، خلیفه مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم: «... سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند.


پرچم ایران پس از تازش تازیان

پس از تازش تازیان به ایران، ایرانیان تا 200 سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو نفر از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین، دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یک سره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ‌ رنگ، به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه‌جامگان و سرخ‌جامگان می‌خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام می‌دانستند تا سال‌های مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش‌ها تصویر نمی‌شد.

 

نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

در سال 255 خورشیدی ( 976 میلادی) که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یک‌سره سیاه بود، زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی (1031 میلادی) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد؛ تا انقلاب اسلامی در سال (1979 میلادی).

 

 

افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه‌هایی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود؛ رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت شد. در مورد علت استفاده از خورشید، دو دیدگاه وجود دارد: یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده می‌شود. نظریه دیگر بر تأثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت و از آن حکایت دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید بر روی سکه‌ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

 

پرچم در دوران صفویان

در میان شاهان سلسله صفویان که حدود 230 سال بر ایران حاکم بودند، تنها شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یک‌ سره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه تهماسب نیز چون خود زاده ماه فروردین (برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه‌ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می‌کردند. البته موقعیت و طرز قرار گرفتن شیر در همه این پرچمها یکسان نبوده، شیر، گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق‌های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه‌ای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر حضرت علی (ع) یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده‌است. به نظر می‌آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.


پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردی خودساخته بود، توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چین پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران به‌وجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می‌شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت؛ اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: «المک الله». سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده‌است، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشه بالایی آن نواری سبزرنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده‌است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن باز هم «المک الله» آمده‌است. بر این اساس می‌توان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم‌های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.


دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغا محمدخان قاجار، سر سلسله قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت، سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت، با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران «ابوالحسن خان شیرازی» به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم‌های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می‌رفته‌است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی (ع) و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.

 

امیرکبیر و پرچم ایران

میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

 

انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس‌های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می‌پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است»، کاملاً مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده‌اند. زیرا اشاره‌ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد، به میان نیامده بود. همچنین درباره وجود یا نبود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می‌رسد بخشی از عجله نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می‌دانستند. نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می‌گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام (ع) و رنگ دین است، بنابراین پیشنهاد می‌شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده‌اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، به ویژه امام حسین (ع) و جان باختگان انقلاب مشروطیت، به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره شد. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد (سال 1285هجری شمسی 1906 میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی (ع) است، بنابراین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان. در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است، پیشنهاد شد خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنند که این شیر و خورشید هم نشانه علی (ع) باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد، یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان، و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول (ع) بدانیم، لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز به دستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت، به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه‌های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش‌نامه‌ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش‌نامه دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر و طی آن مقرر شد طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

 

پرچم بعد از انقلاب اسلامی

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 (1979 میلادی) در مورد پرچم گفته شده‌است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می‌شود و نشانه جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد.

در ابتدا بایسته است به چند نکته اشاره کنیم:

1-عکس هایی که از درفش های ایران آورده شده است لزوماً در کل دوران مشخص شده جاری نبوده اند و شاید متعلق به یک دوره ی خاص از آن دوران باشند.

2- برخی از درفش ها از روی گفته ها و منابع تاریخی بازسازی شده اند و مطمئنا درفش ها به همین شکلی که در عکس ها تصویر شده اند ، وجود نداشتند(برای مثال درفش اشکانیان.)

دوره اساطیری

درفش کاویانی ، نمادی از کاوه آهنگر ، فریدون و جمشید

هخامنشیان



کوروش بزرگ

درفش به جا مانده از کوروش بزرگ

دیگر درفش های هخامنشیان:

فروهر آراسته شده به سه رنگ سبز ، سفید ، قرمز به جا مانده از دوران هخامنشیان

اشکانیان

درفش اشکانیان با خورشید آراسته می شده است

ساسانیان

درفش کاویانی در دوران ساسانی هم مطرح بوده است 

سیاه جامگان

رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی 

سرخ جامگان

رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین 

غزنویان

سلجوقیان

 

تیموریان

 

دوران صفویه

مهم ترین و اصلی ترین پرچم دوران صفویه

نشان شیر و خورشید برای اولین بار به طور رسمی از اینجا وارد پرچم ایران شده است 

پرچم شاه اسماعیل 

پرچم شاه تهماسب 

افشاریان

پرچم های نادر شاه افشار

دوران زندیه

دوران قاجار

پرچم دوره آقا محمد خان

پرچم دوره محمد شاه

پرچم ایران در دوران ناصرالدین شاه ، مشروطیت و پهلوی 

دوران پهلوی

در برخی از درفش های دوره پهلوی تاج پهلوی دیده می شود 

جمهوری اسلامی


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۴ ، ۲۲:۰۹
محمد احمدپور
شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۳۷ ب.ظ

خلیج فارس

خلیج فارس (شاخاب پارس یا دریای پارس)، آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه‌جزیره عربستان قرار دارد. مساحت خلیج فارس ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هادسون سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود. کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج‌فارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند. به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.

نام تاریخی این خلیج، در زبان‌های گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده‌است. هم چنین در تمام سازمان‌های بین‌المللی نام رسمی این خلیج، «خلیج فارس» است اما برخی از کشورهای عربی در دهه‌های اخیر آن را خلیج عربی یا به سادگی، خلیج می‌نامند. سازمان آب‌نگاری بین‌المللی از نام خلیج ایران (خلیج فارس) برای این خلیج استفاده می‌کند.
PersianGulf AMO 2007332.jpg

تاریخچه پیدایش خلیج فارس

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیج فارس در آغاز، بسیار پهناور بوده به طوری که تا اواخر دوره سوم زمین‌شناسی بیشتر جلگه‌های برازجان، بهبهان و خوزستان ایران تا کوه‌های زاگرس در زیر آب بوده‌اند.

ویژگی‌های جغرافیایی خلیج فارس

جغرافیای مکانی

موقعیت جغرافیایی خلیج فارس در خاورمیانه
تصویر ماهواره‌ای از خلیج فارس که توسط ناسا تهیه شده است

خلیج فارس در ۲۴ تا ۳۰ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ تا ۵۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. از بین کشورهای همسایه خلیج فارس، کشور ایران بیشترین مرز آبی مشترک را با خلیج فارس دارا می‌باشد. طول مرز آبی کشور ایران با خلیج فارس، با احتساب جزایر در حدود ۱۸۰۰ کیلومتر و بدون احتساب جزایر در حدود ۱۴۰۰ کیلومتر می‌باشد. طول خلیج فارس از تنگه هرمز تا آخرین نقطه پیشروی آن در جهت غرب در حدود ۸۰۵ کیلومتر است. عریض‌ترین بخش خلیج فارس ۱۸۰ مایل (۲۹۰ کیلومتر) می‌باشد. عمیق‌ترین نقطه خلیج فارس با عمق ۹۳ متر در ۱۵ کیلومتری تنب بزرگ و کم عمق‌ترین نقطه آن با عمقی بین ۱۰ تا ۳۰ متر در سمت غرب می‌باشد. همچنین جزایر متعددی در خلیج فارس وجود دارند.

محدوده رسمی و بین‌المللی مرزهای آبی خلیج فارس بر اساس اعلام سازمان آبنگاری بین‌المللی:محدوده شمال شرقی دریای عمان". خط Ràs Limah (25°57'N) شبه جزیره عربی and Ràs al Kuh (25°48'N) ساحل ایران.

زمین‌شناسی منطقه

از دیدگاه زمین‌شناسی، خلیج فارس فرونشست زمین ساختی کم عمقی است که دوره ترشیری پیش در حاشیه جنوبی رشته کوه زاگرس تشکیل شده‌است. در واقع این دریا بازمانده گودال بزرگی است که از دوران گذشته زمین شناختی زیر تأثیر فشار ناشی از آتش فشان‌های فلات ایران بوده و پایداری فلات عربستان در مقابل این واکنش‌های تکتونیکی سبب ایجاد و توسعه پهنا-ژرفای آن شده‌است. شدیدترین چین خوردگی‌های دوران پلیو پلیستوسن، کرانه‌های شمالی خلیج فارس (زاگرس) را چین داده‌است. میزان این چین خوردگی‌ها که در خشکی‌های کشور ایران شدید است با شیب‌های کمتر به طرف دریا ادامه پیدا می‌کند به طوری که در دریا این شیب به ۱۰ تا ۲۰ درجه می‌رسد. محور اصلی خلیج فارس نیز یکی از پیامدهای زمین ساختی پدیده چین خوردگی زاگرس است که در دوران پلیو پلیستوسن شکل گرفته‌است. در پایان دوره پلیوسن، سطح دریا احتمالاً ۱۵۰ متر بالاتر از سطح کنونی بوده‌است. این سطح در حدود ۱۰۰٬۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و به تدریج به سطح کنونی رسیده‌است که آثار آن به صورت پادگانه‌های دریایی و سخا، در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس بر جای مانده‌است.

زمین ریخت‌شناسی

ژرفاسنجی خلیج فارس

از نظر ریخت‌شناسی، خلیج فارس نامتقارن بوده و شیب سواحل جنوبی آن ملایم تر از شیب سواحل شمالی است. کرانه جنوبی خلیج فارس، به ویژه در شرق شبه جزیره قطر، منطقه وسیع و کم عمقی است (۱۰ تا ۲۰ متر) که بطور عمده با ریخت‌شناسی بست، محیط تبخیری و منطقه جزر و مدی مشخص است. خلیج فارس از رسوبات سخت و بلند با اشکال خطی ساخته شده و با واسطه یک دشت ساحلی باریک با دریا در ارتباط است. جزایر ایرانی خلیج فارس بصورت پشته‌های کشیده و موازی ساحل که در واقع دنباله رشته کوه زاگرس هستند که بر اثر بالا آمدن آب بشکل جزیره درآمده‌اند مانند قشم و کیش و یا اینکه کم و بیش دایره‌ای شکل هستند مانند هرمز و ابوموسی که گنبدهای نمکی سری هرمز هستند. سطح جزایر خلیج فارس از رسوبات تخریبی و مارن تشکیل شده‌است که کم و بیش صدف دارند. خاک این جزایر عمدتاً شور یا حاوی گچ است که در نتیجه رشد گیاهان را به گونه‌های خاص محدود می‌کند. شکل ساحلی خلیج فارس در مجاورت ایران از نوع طولی است که موازی با محور ارتفاعات مجاور است که گاهی تراکم آبرفت‌ها فاصله زیادی بین خط ساحل و ارتفاعات زاگرس ایجاد کرده مانند جلگه بوشهر، و گاهی دامنه تاقدیس‌ها در خط ساحلی قرار گرفته‌اند مانند غرب خور موج.

اقلیم شناسی

آب و هوای خلیج فارس خشک و نیمه استوایی است. در تابستان دما گاهی تا ۵۰ درجه سانتی گراد می‌رسد و میزان تبخیر بیشتر از میزان آب‌های وارده می‌شود. در زمستان دما تا ۳ درجه سانتی گراد هم گزارش شده‌است. در عین شوری زیاد آب خلیج فارس، ۲۰۰ چشمه آب شیرین در کف و ۲۵ چشمه آب کاملاً شیرین در سواحل آن جریان دارند که منشأ همگی آن‌ها از کوه‌های زاگرس در ایران است. آب‌های شیرینی که وارد خلیج فارس می‌شوند عمدتاً محدود به روان آب‌های کوه‌های زاگرس در ایران و کوه‌های ترکیه و عراق است. رودخانه‌های اروند، کارون، جراحی، مند، دالکی و میناب بزرگترین و پرآب‌ترین رودخانه‌هایی هستند که به خلیج فارس می‌ریزند که بیشتر سرچشمه‌های آن‌ها در کوه‌های زاگرس قرار دارند. در کرانه جنوبی آب‌های ورودی به خلیج فارس بسیار کم است که موجب بالا بودن رسوبات کربناتی در این بخش شده‌است. به دلیل محصور بودن، اثر اقیانوس بر خلیج فارس بسیار ناچیز است و به همین علت سرعت جریان‌های زیرین و افقی آن بسیار کم و در حدود ۱۰ سانتی‌متر در ثانیه‌است. شوری بیشتر خلیج فارس نسبت به اقیانوس موجب پیدایش جریان آبی از اقیانوس هند به خلیج فارس می‌شود که به موازات ساحل ایران و در جهت پادساعتگرد است. جریان ذکر شده با کاهش دما و شوری همراه است به طوری که در تنگه هرمز مقدار نمک ۳۶٬۶ گرم در لیتر و در انتهای شمال غربی و در دهانه کارون در حدود ۴۰ گرم در لیتر است. میزان بارندگی در سواحل جنوبی کمتر از ۵ سانتی‌متر در سال و در سواحل شمالی بین ۲۰ تا ۵۰ سانتی‌متر در سال است.

پیشینه تاریخی خلیج فارس

اصلی - پویانمایی از نقشه‌های متفاوت در ادوار مختلف تاریخی، بیانگر و سندی برای نام خلیج فارس
((سال‌ها به میلادی است. همچنین این انیمیشن، شامل همه نقشه‌های تاریخی که دربرگیرنده نام خلیج فارس هستند، نمی‌باشد))
تأکید سازمان ملل در مورد الزام استفاده از نام تاریخی «خلیج فارس»
خیابان خلیج فارس در قاهره
نوشتار اصلی: تحریف نام خلیج فارس

نام خلیج فارس

خلیج فارس و مترادف‌های آن در سایر زبان‌ها، اصیل‌ترین نام جغرافیایی و نامی است بر جای مانده از کهن‌ترین منابع، که از سده‌های پیش از میلاد بطور مستمر در همه زبان‌ها و ادبیات جهانی استفاده شده‌است و با پارس، فارس، ایران و عجم ـ نام‌های ایران ـ و معادل‌های آن در سایر زبان‌ها گره خورده‌است.

در اسناد به جا مانده از بسیاری از تمدن‌های گذشته این گونه بیان شده که سرزمین‌های جنوب خلیج فارس که شامل قطر، شمال عمان، امارت متحده عربی، شرق عربستان و کویت می‌شده به ایران تعلق داشته‌اند و بنا بر این این خلیج فارس جزو آبهای داخلی ایران به حساب می‌آمده و به همین علت یونانیان به آن سینوس پریسیکوس گفته‌اند.سر ریچارد دالتون، سفیر سابق بریتانیا در تهران در این زمینه گفته است: «بدون هیچ تردیدی نام درست جغرافیایی آن در طول تاریخ خلیج فارس است.»

تا پیش از دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، تمامی کشورهای عربی از «عبارت الخلیج الفارسی» در مکاتبات رسمی خود استفاده می‌کردند.امادر سال‌های اخیر و به ویژه از دههٔ شصت میلادی به این سو، تحریف نام خلیج فارس در مکاتبات رسمی ودر برخی نشریات و بنیادهای خبرپراکنی عربی دنبال شده است.

نام خلیج فارس در اسناد، اطلس‌ها و نقشه‌های کهن

تا کنون چندین اطلس در بر دارنده نام و نقشه‌های کهن از خلیج فارس منتشر شده که نشان می‌دهد که نام خلیج فارس در همه نقشه‌های کهن بکار رفته است. در کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان، به جزئیات کامل این اطلس‌ها اشاره شده است. از کهن‌ترین این اطلس‌ها بطور نمونه می‌توان به نقشه جهان از أناکسیماندر (۶۱۰–۵۴۶ ق. م)، (Anaximander)، جغرافیدان یونانی که در کتاب Kleinere schriften، اثر (Joachim Lelewel (1836 بازسازی شده‌است، نقشه جهان هکاتئوس (۵۵۰–۴۷۶ ق. م)، (Hecataeus)، از سرشناس‌ترین جغرافیدانان یونانی، و به نقشه جهان بطلمیوس (۱۶۸–۹۰ م)، (Claudius Ptolemy) منجم و جغرافیدان مشهور اسکندریه و نخستین کسی که اطلسی شامل ۳۶ نقشه از نقاط مختلف جهان تهیه کرده است اشاره نمود.

جزایر خلیج فارس

کشتی یونانی در آب‌های ساحلی جزیره کیش در خلیج فارس

جزایر زیادی در خلیج فارس وجود دارند که برخی از آن‌ها از اهمیت کم و برخی از اهمیت بالایی برخوردارند. اکثر جزایر مهم خلیج فارس متعلق به ایران است. جزایر مهم خلیج فارس عبارت‌اند از: قشم، بحرین، کیش، جزیره خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و جزیره لاوان.

جزایر ایرانی خلیج فارس

از میان جزایر خلیج فارس بیش از ۳۰ جزیره مسکونی و غیر مسکونی آن متعلق به کشور ایران است. برخی از این جزایر به علت کشند آب (جذر و مد) در زیر آب قرار می‌گیرند و غیر مسکونی هستند. جزایر غیر مسکونی خلیج فارس به عنوان زیستگاه مرجان‌های دریایی، محل تخم‌گذاری پرستوهای دریایی و لاک پشت‌ها و هم چنین زیستگاه انواع پرندگان مهاجر از اهمیت ویژه جهانی برخوردار است. بزرگ‌ترین جزیره این خلیج قشم نام دارد.

جزیره کیش - جزیره قشم - جزیره تنب بزرگ - جزیره تنب کوچک - جزیره ابوموسی - جزیره لاوان - جزیره شتور - جزیره هندرابی - جزیره فرور بزرگ - جزیره فرور کوچک - جزیره سیری - جزیره لارک - جزیره ناز - جزیره هرمز - جزیره هنگام

جزیره خارک - جزیره خارکو - جزیره عباسک - جزیره میر مهنا - جزیره فارسی - جزیره نخیلو - جزیره تهمادو - جزیره‌ام‌الکرم (گرم) - جزیره شیخ الکرامه - جزیره شیف - جزیره متاف - جزیره مرغی - جزیره چراغی - جزیره ام‌سیله - جزیره سه‌دندون - جزیره مولیات

جزیره مینو - جزیره خور موسی - جزیره بونه - جزیره دارا - جزیره قبر ناخدا

اهمیت خلیج فارس

خلیج فارس در واقع محور ارتباط بین اروپا، آفریقا، آسیای جنوبی و جنوب شرقی است. از نظر راهبردی در منطقه خاورمیانه، به عنوان بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مرکز ارتباطی بین این سه قاره‌است و بخشی از یک سیستم ارتباطی شامل اقیانوس اطلس، دریای مدیترانه، دریای سرخ و اقیانوس هند می‌باشد. به همین دلیل از دیرباز مورد توجه قدرت‌های جهانی و هم چنین بازرگانان و تجار دنیا بوده‌است. هم چنین این منطقه منبع مهم انرژی جهان می‌باشد. در مجموع خلیج فارس از نظر جغرافیای سیاسی، استراتژیک، انرژی و تاریخ و تمدن یک پهنه آبی مهم و حساس در دنیا محسوب می‌شود.

اهمیت اقتصادی

ساحل خلیج فارس در بندر سیراف در استان بوشهر ایران
افق خلیج فارس در منطقه پارس جنوبی

بزرگترین عامل اهمیت خلیج فارس وجود معادن سرشار نفت و گاز در کف بستر و سواحل آن است به طوری که این منطقه را «مخزن نفت جهان» نام نهاده‌اند. خلیج فارس مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین سبب، منطقه‌ای مهم و راهبردی به شمار می‌آید. در حدود ۳۰ درصد نفت جهان از منطقه خلیج فارس تأمین می‌شودکه این مقدار گاهی افزایش و گاهی کاهش می‌یابد. نفت تولید شده در حوزه خلیج فارس باید از طریق این پهنه آبی و از راه تنگه هرمز به سایر نقاط جهان حمل شود. خلیج فارس از نظر ذخایر نفتی در مقایسه با سایر نقاط جهان دارای مزایای زیادی مانند سهولت استخراج، هزینه پایین تولید، مازاد ظرفیت تولید، کیفیت بالای نفت خام منطقه، سهولت حمل و نقل، توان بالای تولید چاه‌ها و امکان کشف ذخایر جدید نفتی وسیع در منطقه می‌باشد. طبق آخرین برآوردهای انجام شده حوزه خلیج فارس در حدود ۷۳۰ میلیارد بشکه ذخیره نفت اثبات شده و بیش از ۷۰ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی را در خود جای داده‌است.همچنین بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه، کیش، خرمشهر و بندر ماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی و بندر بصره و فاو در عراق را نام برد.

اهمیت نظامی-راهبردی

از منظر نظامی، وجود پایگاه‌های نظامی متعدد اعم از دریایی، هوایی و زمینی در منطقه خلیج فارس که عمدتاً متعلق به کشورهای آمریکا و انگلستان هستند و هم چنین حضور ناوهای جنگی کشورهای غربی به ویژه آمریکا در آب‌های خلیج فارس، اهمیت نظامی و راهبردی خلیج فارس را نمایان می‌سازد. جنگ نفت‌کش‌ها که در جریان جنگ ایران و عراق رخ داد یکی از عوامل حضور نظامی کشورهای غربی به ویژه آمریکا در خلیج فارس شد. اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس به طور ویژه در جریان جنگ ایران و عراق، جنگ خلیج فارس و جنگ عراق آشکار شد.

پیشینه دریانوردی در خلیج فارس

پیشینه دریانوردی در خلیج فارس به گذشته‌های بسیار دور، دست کم دو هزار سال پیش از میلاد، باز می‌گردد. مردمان تمدن‌هایی مانند سومر، آکاد، ایلام مسیر خود بین میان‌رودان و موهنجودارو در دره سند را از طریق این پهنه آبی می‌پیمودند. بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که فنیقی‌ها، نخست در جزیره‌ها و سرزمین‌های پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی می‌کردند. در دوره هخامنشیان، داریوش اول از دریانوردان برجسته ایرانی، فینیقی و ساتراپ‌های یونانی نشین امپراتوری پارس خواست تا برای کشف یرزمین‌های جدید به دریانوردی بپردازند که در نتیجه شناخت ایرانیان نسبت به خلیج فارس بیشتر شد. در یکی از کهن‌ترین اسناد پیرامون دریانوردی در خلیج فارس که به سده چهارم پیش از میلاد مربوط می‌شود، دریانوردی به نام نیارخوس (نئارخوس) در یازدهمین سال فرمان روایی اسکندر مقدونی و به دستور او سفر دریایی خود را آغاز کرد و در این سفر از دهانه رود سند به دهانه تنگه هرمز رفته و پس از عبور از خلیج فارس در ساحل رود کارون لنگر انداخت. او که در این سفر چند دریانورد ایرانی ازجمله بگیوس پسر فرناکه، هیدارس بلوچ و مازان قشمی نیز او را همراهی می‌کردند، سفرنامه‌ای از سفر ۱۴۶ روزه خود نوشت که چکیده‌ای از آن باقی‌مانده‌است. او در سفرنامه خود به فانوس‌های دریایی بزرگ و شگفت‌انگیز در خلیج فارس اشاره می‌کند.

دریا زنی در خلیج فارس و ساحل دزدان


در قرن۱۸تا۱۹ به منطقه سواحل امروزی امارات متحده عربی و شمال عمان ساحل دزدان یا ساحل قراصنه یا ساحل پایریت در خلیج فارس گفته می‌شد. پس از پیروزی ارتش هند/بریتانیا بر دزدان و امضای قرارداد صلح نام این منطقه به ساحل متصالحه تغییر یافت. پادشاهان و یا حکمرانان هرمز در دوران عظمت و اقتدار خویش حوزهٔ مسقط و منطقه‌ای در دریای عمان و حتی قسمتی از کرانه‌های جنوبی خلیج فارس را که بعداً ساحل دزدان دریایی (Pirate coast) نام گرفته‌است همیشه تحت کنترل قرار می‌دادند و به هر ترتیبی که بود در این مناطق محروسه و کرانه‌های جنوبی ایران مانع عملیات دریازنان گردیده و عنداللزوم آنها را سرکوب می‌کردند و لزا می‌توان گفت که در قرن پانزدهم کم و بیش فعالیت دریازنان بر اثر وجود حکمرانان هرمز عقیم باقی می‌ماند. بعد از سپری شدن دورهٔ جلال و قدرت هرمز بدواً پرتغالی‌ها و سپس خاندان صفویه نمی‌گذاشتند دریازنی در خلیج فارس نضج بگیرد بعد از صفویه نیز هلندی‌ها و سپس انگلیسی‌ها کم و بیش کوشش‌های مؤثری در این زمینه به عمل آورده‌اند.

منابع غذایی خلیج فارس

بیش از ۱۵۰ نوع ماهی متفاوت در خلیج فارس یافت می‌شود. بیشتر آبزیان خلیج فارس بجز چند مورد که وارد آبهای کارون، بهمن شیر و اروند می‌شوند مابقی در آب‌های شور زندگی کرده و در همان‌جا تخم ریزی و تولید مثل می‌کنند. از مهمترین انواع ماهی‌های تجاری خلیج فارس می‌توان به زبیده، حلوا سفید، قباد، شیر ماهی، شانک، سنگسر، پیش ماهی، هامور، سیکین، کارفه، طوطی، حلوا سیاه، شوریده، خبور، کفشک، سرخو، خابور و سبور اشاره کرد. از دیگر محصولات غذایی باارزش خلیج فارس می‌توان به میگو اشاره کرد. انواع صدف‌های خوراکی نیز در برخی سواحل مانند ساحل بندرعباس و ساحل گشه (ساحل صدف) در بندر لنگه و همچنین در اطراف بعضی جزایر مانند هرمز، قشم و لارک یافت می‌شوند که بازار عمده آن کشورهای اروپایی است.

محیط زیست خلیج فارس

پستاندار دریایی به نام داگونگ به همراه فرزندش در ساحل کم عمق خلیج فارس

در کتابهای قدیمی از قول ناخدایان و ملاحان از حیوانات و پری‌ها و موجودات عجیب و غریب در خلیج فارس سخن‌های فراوان گفته شده است. از ماهی قرش که قادر است کشتی را ببلعد تا کوسه‌ای که از دهنش آتش بیرون می‌زند تا پری دریایی که مانند عروسان زیبا روی است که تا همین قرون اخیر به باورهای بی گمان مردم تبدیل شده بود.

خلیج فارس یکی از بزرگ‌ترین پناهگاه‌های موجودات دریایی مانند مرجان‌ها، ماهی‌های تزئینی کوچک، ماهی‌های خوراکی و غیر خوراکی، صدف‌ها، حلزون‌ها، نرم تنان، شقایق‌های دریایی، اسفنج‌های دریایی، عروس‌های دریایی، لاک پشت‌ها، دلفین‌ها، کوسه ماهی‌ها و بسیاری از موجودات دریایی دیگر می‌باشد. متخصصان محیط زیست به دلیل نبود کارشناس و متخصص ویژه، هزینه‌های پژوهشی بالا و فقدان دانش کافی، گونه‌های مختلف جانوری پستاندار در خلیج فارس را در معرض خطر و آسیب می‌بینند. خشکسالی و عدم ورود مواد مغذی به آب، موجب کوچک ماندن و عدم رشد کافی برخی از آبزیان خلیج فارس شده‌است.

لاک پشت‌ها

۵ گونه از ۸ گونه لاک پشت‌های موجود در جهان در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند که ۲ گونه لاک پشت عقابی و لاک پشت سبز در سواحل و جزایر ایران تخم‌گذاری می‌کنند. این دو لاک پشت در سواحل جزایری چون هرمز، لارک، قشم، فارور و بنی فارور و مکان‌های کم عمق ساحلی سکونت دارند و عمده مکان‌های تخم ریزی آن‌ها در جزایر هرمز، هنگام، فرور، شیدور، لاوان، کیش، نخیلو و ام‌الگرم گزارش شده‌است. وارد شدن نفت به آب‌های خلیج فارس می‌تواند باعث ایجاد مسمویت در این لاک پشت‌ها شود. همچنین فعالیت‌های صیادی، وجود زباله، فاضلاب‌ها، تردد شناورها، انفجارات جهت اکتشاف معادن و آلودگی حرارتی تهدیداتی برای زندگی آن‌ها محسوب می‌شوند.

دلفین‌ها و نهنگ‌ها

دلفین‌های آب‌های جزیره هنگام

دلفین‌ها و نهنگ‌ها از جمله پستان داران آبی هستند که در خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند. دلفین‌هایی با نام پورپویز و همچنین دلفین‌های بینی بطری در جنوب جزیره قشم و در جوار جزیره‌های هنگام، سالارک و هرمز زندگی می‌کنند که در معرض مخاطرات گوناگون هستند. نبود تحقیقات کافی و نبود متخصص زبده باعث کاهش تعداد دلفین‌های گوژپشت و نهنگ‌های خاکستری شده‌است. برخورد دلفین‌ها و نهنگ‌ها با شناورها و پروانه موتور قایق‌ها و همین‌طور آلودگی برخی از نقاط آب‌های خلیج فارس به آلاینده‌های نفتی و شیمیایی زندگی این پستانداران را تهدید می‌کند. طبق برخی گزارش‌ها نهنگ خلیج فارس در معرض خطر انقراض قرار دارد.

کوسه‌ها

۷ گونه از کوسه‌ها در آب‌های خلیج فارس زندگی می‌کنند که از میان آن‌ها می‌توان به کوسه ماهی درنده، کوسه گربه ماهی، نهنگ کوسه یا کوسه کر، کوسه سرچکشی، کوسه ماهی شکاری و کوسه ماهی گورخری اشاره کرد. به دلیل گرانی قیمت کوسه در مقایسه با دیگر ماهیان خلیج فارس، صید بی‌رویه این آبزی در سال‌های اخیر افزایش چشم گیری یافته‌است و نسل آن‌ها را در معرض انقراض قرار داده‌است. از آن جایی که اغلب گونه‌های کوسه ساکن خلیج فارس زنده زا هستند، نمی‌توان برنامه‌های مناسبی برای احیای نسل ان‌ها به روش پرورشی انجام داد. هم چنین این کوسه‌ها در زمان زاد و ولد به سوی اب‌های با عمق کمتر (که کمینه دما را برای بچه‌های آنان فراهم می‌کند) می‌آیند، افزایش تخریب مناطق ساحلی خطری دیگر برای تداوم نسل آن‌ها به حساب می‌آید.

جنگلهای حرا

تنها جنگلی است که روی آب شور دریا به دلیل مهکشند (جذر و مد) شبها زیر آب هستند و روزها سر از آب بیرون می‌آورند که دارای انواع خاصی درخت است که ریشه آنان آب شور را، شیرین کرده و به درخت می‌دهد.

آلودگی آب

در دهه‌های گذشته آلودگی زیست محیطی یکی از چالش‌های مهم در این پهنه آبی بوده‌است. از آن جایی که ۶۰ درصد از ذخایر نفت جهان در خلیج فارس است، احداث سکوهای نفتی و مجتمع‌ها و پالایشگاه‌ها در اطراف خلیج فارس و ورود نفت، مواد شیمیایی و پساب‌ها به داخل آب از عوامل مهم این آلودگی می‌باشند. یکی از مهمترین آلودگی‌های خلیج فارس در زمان جنگ ایران و عراق رخ داد بطوری که در حدود ۵٬۸ میلیون بشکه نفت در آب رها شد و همچنین آتش‌سوزی چاه‌های نفت که باعث ورود حجم عظیمی از نفت خام به دریا شد.همچنین عبور سالانه بیش از ۱۰٬۰۰۰ شناور از خلیج فارس و دریای عمان که ۷۵ درصد آن‌ها به حمل و نقل نفت خام و محصولات نفتی مربوط است و در پی آن تخلیه مواد زائد مختلف مانند آب شستشوی موتور، فاضلاب، آب توازن کشتی و بسیاری موارد دیگر سبب بروز مداوم انواع آلودگی‌ها در منطقه می‌شود که اثرات قابل توجهی بر محیط زیست دارد. طبق مطالعات انجام شده سالانه در حدود ۱٬۵ میلیون تن نفت به خلیج فارس نشت می‌کند و به همین علت سازمان بین‌المللی دریانوردی(IMO) این منطقه را در سال ۲۰۰۷. م به عنوان منطقه ویژه دریایی اعلام کرد. طبق آمارها میزان آلودگی این منطقه بیشتر از حد متوسط بین‌المللی است.

آلودگی ناشی از گرد و غبار

یکی از عواملی که بر محیط زیست حاشیه خلیج فارس و تمامی شهرهای غربی ایران اثرات زیست محیطی منفی ناگواری برجای گداشته گرد و غبار عربی است هر سال در فصل خشک «توفانی از گرد و غبار» از سوی عراق - کویت و شمال عربستان بسوی سواحل شمال خلیج فارس و غرب ایران وزیدن می‌گیرد این گرد و غبار مخرب حتی گاهی اوقات تا تهران نیز می‌رسد و موجب تعطیلی زندگی و کسب و کار می‌شود. گرد و غبار باعث فرار پرندگان و حیواناتشده و بر توع زیستی سواحل خلیج فارس آسیب زده است.

روز ملی خلیج فارس

نوشتار اصلی: روز ملی خلیج فارس

یکی از اقدامات دولت ایران برای پاسداری از میراث معنوی و فرهنگی خلیج فارس رسمیت دادن به روز ملی خلیج فارس در تقویم رسمی کشور بود. در این راستا شورای عالی انقلاب فرهنگی در تیر ماه سال ۱۳۸۴ روز ۱۰ اردیبهشت ماه که مصادف با اخراج پرتقالی‌ها از تنگه هرمز است را روز ملی خلیج فارس نام نهاد.

پسوند اینترنتی خلیج فارس

در سال ۱۳۹۲ و در پی درخواست یک شرکت ترکیه‌ای برای ثبت پسوند اینترنتی خلیج فارس (Persiangulf) و حمایت ایران و با وجود مخالفت و اعتراض ۶ کشور حاشیهٔ خلیج فارس به سرکردگی امارات متحدهٔ عربی، در نهایت پس از ارائه مستندات قانونی و تاریخی از سوی ایران با رای اکثریت اعضا، توسط مؤسسه آیکان مراحل ابتدایی ثبت پسوند اینترنتی خلیج فارس طی شد و وارد مراحل ارزیابی فنی و مالی شد.

برند خلیج همیشه فارس

برند خلیج همیشه فارس در سال ۱۳۹۲ در دهمین جشنواره ملی قهرمانان صنعت ایران به عنوان یکی از ۱۰۰ برند برتر ایران شناخته شد.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۲۱:۳۷
محمد احمدپور

مثلا شروع ژانویه برابر 11 دی و اول فروردین مطابق 21 مارس است, لذا با استفاده از هر تقویمی می توان مطابقت روزهای ماه های شمسی و میلادی از هر سال را پیدا کرد.

فرهنگ نیوز : باید توجه داشت که روزهای ماه های شمسی و میلادی درتمام سال ها یکسان است و تغییر نمی کند. مثلا شروع ژانویه برابر 11 دی و اول فروردین مطابق 21 مارس است, لذا با استفاده از هر تقویمی می توان مطابقت روزهای ماه های شمسی و میلادی از هر سال را پیدا کرد.

الف - تبدیل تاریخ هجری شمسی به میلادی

برای تبدیل سال شمسی به میلادی چنانچه روز موردنظر بین اول فروردین تا 11 دی باشد عدد 621 و اگر روز موردنظر بین11 دی تا آخر اسفند باشد عدد 622 رابه سال شمسی می افزاییم تا سال میلادی به دست آید.

مثلا برای این که بدانیم 15 خرداد (که همیشه برابر 5 ژوئن است) از سال 1342 و 22 بهمن (11 فوریه) سال 1357 هجری شمسی مطابق چه سال میلادی است اینگونه محاسبه می کنیم.

میلادی 1963= 621 + 1342

میلادی 1979= 622 + 1357

ب - تبدیل تاریخ میلادی به هجری شمسی

چنانچه روز مورد نظر بین اول ژانویه تا 21 مارس باشد، عدد 622 و اگر روز مطلوب بین 22 مارس تا آخر دسامبر باشد عدد 621 را از سال میلادی کسر می کنیم.

مثال 1:

 26 ژانویه (6 بهمن) 1978 میلادی (روز امضای پیمان ننگین کمپ دیوید) مطابق چه سال هجری شمسی است؟

پاسخ این است

هجری شمسی 1356 = 622 - 1978

مثال 2:

6 آگوست (15 مرداد) 1945 میلادی (روز بمباران اتمی هیروشیما) مطابق چه سال هجری شمسی است؟

هجری شمسی 1324 = 621 - 1945

روش تبدیل سال قمری به سال شمسی و بالعکس

هر سال قمری تقریبا 10 روز و 21 ساعت از سال شمسی کوتاهتر است در نتیجه بر مبنای محاسبه سال قمری، از مبدا تاریخ اسلام یعنی هجرت حضرت رسول اکرم (ص) تاکنون در مقایسه با سال شمسی 41 سال بیشتر گذشته است و به تعبیر دیگر هر 33 سال شمسی، 34 سال قمری است. بنابراین برای تبدیل سال قمری به سال شمسی و بالعکس از اعداد 33 و 34 به روش زیر استفاده می شود.

1414 = 41+1373

1373 = 1414-41

دانلود نرم افزار تبدیل تاریخ به یکدیگر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۸
محمد احمدپور
شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۱۰ ب.ظ

فلات ایران

فَلات ایران یا ایران‌زمیننام یک منطقهٔ گسترده جغرافیایی و زمین‌شناختی در قارهٔ آسیا (اورآسیای مرکزی) در نیمکره شمالی است. این فلات در آسیای جنوبی، آسیای جنوب غربی و قفقاز گسترده شده است و از سرزمین‌های کم‌ارتفاع مجاور خود قابل تمایز است. فلات ایران تقسیمی جغرافیایی بر پایه وجوه تاریخی است. این منطقه، زیستگاه اقوام ایرانی و محدودهٔ اصلی کشور ایران در دوره‌های مختلف تاریخی بوده است.

بلندترین قله فلات ایران تیریچ میر با بلندی ۷۶۹۰ متر در پاکستان است. فلات ایران جزء مهم‌ترین فلات‌های آسیائی-اروپائی است؛ از آن جا که رشته‌کوه‌های آن مرزهای سیاسی دوران معاصر را شکل داده‌اند و نیز رشته کوه البرز در آن جای گرفته است.

این فلات علاوه بر ایران کنونی شامل قسمت‌هایی دیگر نیز بود که بر اثر بروز برخی وقایع ناگوار تاریخی از آن جدا شد. مانند افغانستان در مشرق و بلوچستان در جنوب‌شرقی و قسمتی از فرارود (ماوراءالنهر) در شمال شرقی و قفقاز در شمال غربی این سرزمین، امروز در این نواحی مردم به زبان های فارسی کوردی آذری بلوچیِ ِ تالشی ترکمانیِ عربی آسوری غیره حرف می‌زنند. دامنه این سرزمین وسیع از رشته‌کوه‌های زاگرس در شمال‌غربی تا رشته جبال سلیمان در مشرق امتداد دارد و از شمال به قفقاز و دریای خزر و تمام امتداد آمودریا تا سرچشمه آن رودخانه و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود و به این ترتیب بین دره‌های حاصلخیز فرات و دجله از یک طرف و از سوی دیگر رودخانه سند فلات مرتفعی به شکل مثلث وجود دارد که از اطراف توسط کوه‌ها و ارتفاعات بزرگ محاصره شده است. این کوه‌ها عبارت است از رشته‌کوه البرز که از آرارات در شمال‌غربی فلات جدا و پس از طی امتداد جنوب دریای خزر به کوه بابا یکی از شاخه‌های هندوکش منتهی می‌شود و دنباله آن به کوه هیمالیا می‌پیوندد و در مغرب کوه‌های کردستان یا زاگرس که به خط مورب متوجه مشرق فلات می‌گردد و رشته‌های مختلف آن با کرانه‌های خلیج فارس و دریای عمان موازی است، در طرف مشرق این فلات سه رشته‌کوه از شمال به طرف جنوب به موازات کوه‌های سلیمان قرار دارد.

وسعت فلات ایران سه میلیون و هفتصد هزار کیلومتر مربع است. بخش بیشتر آن که یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع وسعت دارد ایران کنونی را تشکیل می‌دهد. فلات ایران بسیار مرتفع و ارتفاع آن در نقاط مختلف متفاوت است. صحرا و کویر لوت در مرکز این فلات قرار دارند. کوه‌های جنوبی و شرقی آهکی و کوه‌های زاگرس از سنگ خارا تشکیل شده و در بیشتر کوه‌های فلات ایران قله‌های مرتفعی وجود دارد که معروف‌ترین آن‌ها عبارت است از قله دماوند در البرز، قله الوند در مغرب ایران و سبلان در آذربایجان. آب و هوای فلات ایران خشک و زمستان آن سرد و خشک و تابستان آن بسیار گرم و سوزان است. در زمستان در نواحی مسطح فلات گاه‌گاه درجه حرارت تا چند درجه زیر صفر را نشان می‌دهد. اما این حالت در نواحی کوهستانی همیشه دیده می‌شود. بادهای منظمی از خارج فلات به سوی این سرزمین جریان دارد. یکی باد شمال‌غربی و دیگر باد جنوب‌شرقی، باد شمال‌غربی که از آمریکای شمالی برمی‌خیزد، پس از عبور از مدیترانه و سوریه وارد فلات ایران می‌شود و راه هندوستان را در پیش می‌گیرد. باد جنوب‌شرقی از اقیانوس هند می‌وزد و به خط مورب برجهت خلاف باد شمال‌غربی فلات را طی می‌کند. باد فوق در بهار و تابستان و باد شمال‌غربی در پاییز و زمستان شدت بیش‌تر دارد و در هر دو صورت باعث تولید جریان‌های سریع و تند می‌گردد، در برخی از نواحی فلات بادهای مخصوص وجود دارد که از بین آن‌ها از همه معروف‌تر باد ۱۲۰ روزه سیستان است، سرعت حرکت این باد در ساعت به شصت کیلومتر می‌رسد.

مرکز و بخشی از مشرق فلات ایران پوشیده از صحرایی خشک و بی آب و علف است که از لحاظ شدت دما صحرای آفریقا را به خاطر می‌آورد و به اسامی مختلف کویر و لوت نامیده می‌شود. تنها رودخانه قابل کشتیرانی بین سند و فرات رودخانه کارون است که تنها ۱۸۰ کیلومتر آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رودخانه از زردکوه بختیاری جاری می‌شود و از همان رشته جبال رودخانه دیگری به نام زاینده‌رود نیز سرچشمه می‌گیرد که باعث آبادانی اصفهان می‌شود. جهت حرکت این رود بر خلاف رود کارون که به جنوب می‌رود و به اروندرود می‌ریزد شمال اصفهان است و به مرداب گاوخونی می‌ریزد. رودخانه ارس یکی دیگر از رودخانه‌های فلات ایران است که در شمال‌غربی این سرزمین خط سرحدی را بین ایران و روسیه تشکیل می‌دهد. طولانی‌ترین رودخانه‌های داخلی ایران قزل‌اوزن نام دارد که در قدیم آماردیس خوانده می‌شد. این رودخانه پس از آن‌که در نزدیکی پل منجیل هشترود وارد آن می‌شود نام سفیدرود به خود می‌گیرد و در مشرق رشت وارد دریای مازندران می‌شود. سرچشمه آن هزارچشمه است. رودخانه دیگر تجن نام دارد که به علت عبور از هرات هریرود نیز نامیده می‌شود و کَشَف‌رود یکی از متفرعات آن است. روز مزبود در شمال مشهد به هریرود می‌ریزد، هیرمند یا هیلمند رودخانه دیگری در مشرق ایران است که در قدیم آن را اتیماندر (Etymander) می‌گفتند. این رودخانه از کوه بابا در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و وارد دریاچه هامون می‌شود. سرحد شمال‌شرقی فلات ایران در قدیم رودخانه آمودریا در آسیای میانه بوده‌است. این رودخانه از فلات تبت سرچشمه می‌گیرد و در قدیم به دریای خزر می‌ریخت؛ ولی امروز پس از طی قوسی در اطراف بدخشان متوجه شمال‌غربی شده و به دریاچه آرال می‌ریزد.

در ادوار قدیم اطراف سطح فلات ایران دریای عظیمی قرار گرفته بود که امروز بقای آن به صورت دریاچه‌های کوچک و بزرگ با آبِ شور باقی‌مانده است. از این قبیل دریاچه‌ها می‌توان نام سه دریاچه وان (در خاک ترکیه) و سوان (در خاک ارمنستان) و ارومیه را در سمت مغرب فلات نام برد. از بین سه دریاچه مزبور دریاچه ارومیه بزرگ‌تر و مهم‌تر است. یکی دیگر از دریاچه‌های این فلات دریاچه مهارلو در جنوب شیراز و دیگر دریاچه نیریز در شمال‌شرقی همان شهر است. دریاچه نیریز به دو بخش تقسیم می‌شود. یکی به نام دریاچه نرگس و دیگر موسوم به دریاچه طشت و بین این دو قسمت جزیره کوچک علی‌یوسف قرار دارد. در سمت مشرق فلات دریاچه بزرگ سیستان یا هامون دیده می‌شود، سطح آن به تناسب زیادی و کمی آب آن متفاوت است و در زمستان این سطح به حداقل خود می‌رسد. رودخانه هیرمند به آن می‌ریزد و در هنگام پُر آبی اضافه آب این دریاچه توسط رودخانه شلاق وارد گودزره می‌گردد. در کرمان دریاچه‌ای وجود دارد به نام جزموریان که رودخانه بمپور به آن می‌ریزد. دریاچه مهم دیگر این فلات عبارت است از دریاچه قم یا حوض سلطان و باتلاق گاوخونی.

حد شمالی ایران چنان‌که ذکر شد دریای خزراست. وسعت این دریاچه در ادوار مختلف تاریخی پیوسته متفاوت بوده و رو به کاستی گذاشته است. حوزه شمالی آن بر اثر رسوبی که رودخانه ولگا در آن تولید می‌کند عمق کمتری دارد. اما در عوض حوزه جنوبی این دریاچه عمیق است.

زمین‌شناسی


فلات ایران، سرزمین مرتفعی است در نیمکرهٔ شمالی. این فلات بخشی از صفحهٔ اوراسیا به حساب می‌آید. اوراسیا بخشی از پوستهٔ زمین است که شامل قاره‌های آسیا و اروپا می‌شود



دگرگونی‌های اقلیمی

فلات ایران بخشی است از منطقهٔ آسیای جنوب غربی و این منطقه از دیدگاه هواشناسی یکی از مناطق بسیار پویای جهان محسوب می‌شود که اقلیم آن را برآیند اندرکنش جبههٔ پر فشار سیبری، بادهای غربی مدیترانه‌ای و بادهای موسمی اقیانوس هند (مونسون) کنترل می‌کند. هرگونه تغییر در عملکرد، شدت و موقعیت مکانی این سازوکارها سبب تغییر در میزان رطوبت و ورود ریزگردها به فلات ایران و ناحیهٔ میان‌رودان می‌شود.

رخداد تغییرات اقلیمی در منطقه در قالب دوره‌هایی با ریزگرد فراوان از پنج‌هزار سال پیش تا کنون نشان می‌دهد که افول تمدن‌هایی چون تمدن اکد، تمدن اور سوم، امپراتوری ایلام، پادشاهی ماد، شاهنشاهی هخامنشی، پادشاهی پارت یا اشکانی، شاهنشاهی ساسانی و حکومت صفوی با دوره‌های شاخص خشکی در منطقه همزمان بوده است.

موقعیت جغرافیایی فلات مرکزی ایران

قسمت اعظم از سرزمین ایران ( بیش از دو سوم از وسعت خاک ایران ) جزء فلات ایران است؛ یعنی از سوی شمال به پایکوه‌های البرز و از غرب به پایکوه‌های شرقی رشته کوه زاگرس و در جنوب به کناره‌های جنوب منتهی می‌شود و در شرق بخش وسیعی از سرزمین‌های شرقی ایران را شامل می‌شود . بیشتر شهرهای مشهور ایران در داخل فلات ایران قرار دارند که دارای تاریخ و سوابق کهنی می‌باشند . قسمت اعظم منابع آبدهی و مقدار آب کشور بطور کلی در مناطق شرقی این فلات ایجاد و مورد بهره برداری است و در سمت شرق که بیشتر خشک و کویری است با استفاده از آب برف کوهستان‌های پراکنده آنجا، سیراب می‌شود . شرایطی که امروزه در شرق ایران ما حکم فرماست بدون شک در زمانی نه چندان دور، دوره‌های سرد و مرطوب را پشت سر گذاشته است .


یکی از علل وجود چنین کویرهایی تمدن چند هزار سالهٔ سرزمین کهن ماست که در تخریب و نابودی پوشش گیاهی و تشدید شرایط آب و هوایی خشک کمک و تأثیر عمیقی داشته است . باید توجه داشت که موانعی طبیعی سبب جدا کردن قسمت هایی از ایران و تبدیل آن به مناطقی مسکونی شده است که از میان این مناطق و حوزه‌ها تنها گزارش حفاری چند منطقه مانند سیلک و حصار و قره تپه منتشر شده است .

سابقهٔ تاریخی فلات مرکزی ایران

نام ایران به معنی سرزمین آریاییان و از نام قبایلی آمده که در فلات ایران جای گرفتند و ساکنان پیشین را بیرون راندند یا کاملاً بر آنها مسلط شدند. فلات ایران جایگاه نخستین اقامتگاه‌های کوهستانی است که تاریخشان به حدود ده هزار سال می‌رسد. یکی از ویژگی‌های بزرگ این منطقه راه‌هایی است که بین النهرین و جنوب غربی ایران را به شمال شرق ایران و افغانستان و سرزمین چین متصل می‌کرد و از میان این فلات می‌گذشت. از آنجا که ایجاد محوطه‌های مسکونی در یک محل بستگی به دو عامل مهم یعنی استعداد محل برای زندگی و موقعیت جغرافیایی (کوتاه‌ترین و آسانترین راه ارتباط با دیگر مراکز) دارد؛ به همین ترتیب، مراکز فرهنگی در این منطقه (فلات ایران) به علت نبود رودخانه‌های بزرگ و مناسب بر سر راه‌های ارتباطی شکل گرفته‌است. در دوره‌ای بین ده هزار تا پانزده هزار سال قبل از میلاد تغییرات تدریجی آب و هوا صورت گرفت، دوره بارانی از بین رفت و دوره خشکسالی آغاز شد. در این دوره انسان‌های ماقبل تاریخی در ایران زندگی می‌کردند که اغلب در غارها سکنی داشتند. اولین آثار و بقایای این غارها در کوهای بختیاری در شمال شرقی شوشتر کشف شد. در این دوره انسان برای تأمین غذا به شکار حیوانات به‌وسیله آلاتی نوک تیز از استخوان حیوانات، می‌پرداخت. خشک شدن تدریجی هوا و خشک شدن بسیاری از دریاچه‌ها و رودخانه‌ها منجر به سراریز شدن حیوانات از کوه‌ها به دشت‌ها و به دنبال آنها انسان‌ها نیز به آنجا آمده و در انجا ساکن شدند. در این دوره انسان‌ها هنوز طرز ساختن خانه را نمی‌دانستند و در آلونک‌های ساخته شده از چوب درختان، زندگی می‌کردند. نخستین پیشرفت‌ها در زمینهٔ ظروف سفالین و به تدریج در طرز استفاده از فلز، جادث گردید؛ اما هنوز طریقه ذوب کردن فلز را نمی‌داستند. تحول عظیمی که در این دوره اتفاق افتاد، آموختن کشت و زرع و اهلی کردن حیوانات است که از این طریق علاوه بر تأمین غذای مورد نیاز روزانه، امکان ذخیره کردن محصول را نیز داشتند. بسیاری از محققین این تحول را سرآغاز مبادله و تجارت بین اقوام اولیه می‌دانند. دیرینه ترین انسان‌های پیش از تاریخ در فلات ایران از تپهٔ سیلک کاشان کشف شده‌اند. این تپه هنگام حفاری در سال ۱۹۳۷، ۴ متر از زمین‌های اطراف ارتفاع داشته‌است. قدمت آثار باستانی این تپه، با توجه به عنصر سفالهای کشف شده، به حدود حداکثر اواخر هزاره ششم قبل از میلاد می‌رسد.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۰
محمد احمدپور
دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۳۴ ب.ظ

فواید کاربرد یادگیری الکترونیکی در آموزش

با ظهور فناوری های جدیدی هم چون رایانه، اینترنت و...، جوامع بشری با چالش های جدید و جدی در همه ی عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی و اجتماعی روبه رو شده اند. نداشتن برنامه ریزی های راهبردی، به سرعت باعث عقب ماندگی از تحولات روزافزون خواهد شد. نهادهای آموزشی نیز به فراخور تغییرات، نیازمند برنامه ریزی های درازمدت، میان مدت، کوتاه مدت و اساسی، به منظور هم گام شدن با تغییرات هستند. در این مقاله، فواید و کاربرد یادگیری الکترونیکی بررسی شده است.

قلمرو یادگیری الکترونیکی خیلی گسترده است. نکته ی مهم در یادگیری الکترونیکی این است که یادگیرندگان می توانند از طریق ابزارهای الکترونیکی آموزش ببینند، بسیاری از کاربردهای یادگیری الکترونیکی دربردارنده ی تعامل های دوطرفه هستند در حالی که در کلاس های سنتی، آموزش تنها به عهده ی معلم است.. برای مثال، یادگیرندگان در مکان های متفاوت می توانند، از طریق شرکت در یک کلاس درس مجازی آموزش ببینند، مربیان می توانند سؤال های خود را برای کلاس درس مطرح کنند و یادگیرندگان از طریق صفحه ی نمایش رایانه ی خود به آن ها جواب دهند.

ابزارهای فناورانه، نه تنها با استفاده از روش سمعی و بصری قوی باعث جذابیت آموزش می شوند، بلکه سطح یادگیری را نیز افزایش می دهند. دست یابی سریع به دانش و تجربه، این امکان را به معلمان می دهد که با تغییرات سریع شغلی در جهان، هم چنان در شغل خود باقی بمانند. یادگیری الکترونیکی می تواند، به توسعه ی منابع انسانی، محتوا و فناوری کمک کند. به علاوه، این شانس را برای یادگیرندگان فراهم می آورد که به هنگام خواندن، تصمیم بگیرند چگونه سریع تر و چه قدر یاد بگیرند. هم چنین آنان را قادر می سازد که از طریق ایمیل و کنفرانس های اینترنتی، با مربی شان ارتباط برقرار کنند. از آن جا که در این نوع یادگیری، به حضور در مکان خاصی نیاز نیست، فرد متحمل هزینه های رفت و آمد نیز نمی شود.

لینک دانلود کتاب های مطالعات اجتماعی هفتم وهشتم ونهم (برای دانلود روی هر کدام کلیک کنید)

کتاب مطالعات اجتماعی هفتم

کتاب مطالعات اجتماعی هشتم

کتاب مطالعات اجتماعی نهم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۹:۳۴
محمد احمدپور